dare

[ایالات متحده]/deə(r)/
[بریتانیا]/der/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چالش؛ تحریک
vt. جرات داشتن به؛ به اندازه کافی جسور بودن برای
vi. جرات داشتن؛ جسور بودن.

عبارات و ترکیب‌ها

double dare

چالش دو برابر

how dare you

چه جسارتی

dare to be

جرأت داشته باش

جملات نمونه

dare to struggle and dare to win

جس جسارت داشته باشند و جسارت پیروزی داشته باشند

She dare not do it.

او جرات انجام آن را ندارد.

He will dare any danger.

او حاضر است هر خطری را به جان بخرد.

I dare not mention their names.

من جرات ذکر نام آنها را ندارم.

I dare not say. How dare she go?

من جرات گفتن را ندارم. چه جسارتی دارد که برود؟

Anyone who dares (not dare ) him to attempt (not just attempt ) it will be sorry.

هر کسی که جرات کند (جرات نکند) او را به تلاش (فقط تلاش) آن ترغیب کند، پشیمان خواهد شد.

a story he dare not write down.

داستانی که او جرات نوشتن آن را ندارد.

don't you dare touch me.

جرات نکن به من دست بزنی.

that dread being we dare oppose.

آن موجود ترسناک که ما جرات مقابله با آن را داریم.

None dared to do it.

هیچ کس جرات انجام آن را نکرد.

Tom didn't dare to do it.

تام جرات انجام آن را نکرد.

I don't think he will dare the risk.

فکر نمی کنم او جرات به جان خریدن خطر را داشته باشد.

I took his dare to jump.

من از او پذیرفتم که بپرد.

Don't dare do that again!

جرات نکن دوباره آن را انجام دهی!

They dare not break the news to him.

آنها جرات ندارند این خبر را به او بدهند.

He didn't dare to speak to her.

او جرات صحبت کردن با او را نداشت.

He dare not mention the subject again.

او جرات ندارد دوباره آن موضوع را مطرح کند.

Did anyone dare to admit it?).

آیا کسی جرات کرد به آن اعتراف کند؟

I dare not risk it; it's too dangerous.

من جرات به خطر انداختنش را ندارم؛ خیلی خطرناک است.

نمونه‌های واقعی

How dare you defy your masters!

چه جسارتی! شما چگونه به نافرمانی اربابان خود جرات کردید!

منبع: Exciting moments of Harry Potter

Come up as far as you dare.

تا جایی که جرات می کنید، بالا بیا.

منبع: Culinary methods for gourmet food

Today, they're going where few others dare.

امروز، آنها به جایی می روند که خیلی های دیگر جرات نمی کنند.

منبع: Human Planet

They waited, shivering, hardly daring to move.

آنها منتظر ماندند، می لرزیدند، به سختی جرات نمی کردند تکان بخورند.

منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of Secrets

The expression to dare, " dare, " to do something means that no one attempts to do that.

عبارت به چالش کشیدن، " به چالش کشیدن، " انجام کاری به این معناست که هیچ کس سعی نمی کند آن را انجام دهد.

منبع: Lucy’s Day in ESL

That's a lie. You wouldn't have dared.

این دروغ است. شما جرات نمی کردید.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 4

When a mystery is too overpowering, one dare not disobey.

وقتی یک راز بیش از حد طاقت فرسا است، نباید نافرمانی کرد.

منبع: The Little Prince

The more audacious and daring the better.

هر چه جسورتر و شجاع تر، بهتر.

منبع: BBC Listening September 2014 Compilation

I will travel where no man has dared to go.

من به جایی سفر خواهم کرد که هیچ مردی جرات نکرده است برود.

منبع: Biography of Stephen Hawking

(Hulanicki) Anybody over 30 would never dare go in there.

(هولانیکی) هیچ کس بالای 30 سال جرات نمی کند آنجا برود.

منبع: Rock documentary

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید