gamble on
سرمایهگذاری روی
gamble away
از دست دادن از طریق قمار
Don't gamble with your future.
قمار نکنید با آینده خود.
he didn't gamble or play the ponies.
او قمار نکرد یا شرط بندی نکرد.
I gambled that they wouldn't shoot.
من شرط بندی کردم که آنها شلیک نخواهند کرد.
They gambled on the result of a race.
آنها روی نتیجه مسابقه شرط بندی کردند.
You can't gamble on the weather in England.
نمی توانید روی آب و هوای انگلیس شرط بندی کنید.
It's not safe to gamble on the train arriving late.
شرط بندی روی تاخیر قطار امن نیست.
Don't gamble on getting the job.
قمار نکنید برای گرفتن شغل.
I took a gamble that stock prices would rise.
من ریسک کردم که قیمت سهام افزایش یابد.
You shouldn't gambled with your future.
نباید با آینده خود قمار کنید.
He gambles when he is in cash.
او زمانی که پول نقد دارد قمار می کند.
He cannot gamble on offending his boss.
او نمی تواند با توهین به رئیس خود قمار کند.
Drive carefully and don't gamble with your life.
با احتیاط رانندگی کنید و جان خود را به خطر نیندازید.
gambled their lives in a dangerous rescue mission.
جان خود را در یک مأموریت نجات خطرناک به خطر انداختند.
He's gambled away all his father's legacy.
او تمام میراث پدرش را قمار کرده است.
He gambled his savings to start a small store.
او تمام پس انداز خود را برای راه اندازی یک مغازه کوچک قمار کرد.
He has gambled away half his fortune.
او نیمی از ثروت خود را قمار کرده است.
He gambled all his winning on the last race.
او تمام برد خود را در آخرین مسابقه قمار کرد.
When he had gambled his money, he was put to shifts to live.
وقتی پول خود را قمار کرد، مجبور شد برای زندگی تلاش کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید