a dashing gentleman
یک جنتلمن جذاب
his dashing smile
لبخند جذاب او
a dashing attack on the enemy
حمله ای جسورانه به دشمن
cuts a dashing figure.
چهره ای جذاب و چشم نواز دارد.
a dashing S-type Jaguar.
یک جگوار S-type جذاب.
waves dashing on the shore
امواج با شدت به ساحل می خوردند.
I must be dashing off now.
باید همین الان بروم.
saw figures dashing down the street.
تصاویر را دیدم که با سرعت در خیابان به پایین میرفتند.
waves dashing against the shore.
امواج با سرعت به ساحل برخورد میکنند.
a dashing coat.See Synonyms at fashionable
یک کت شیک. برای یافتن مترادفها به کلمه fashionable مراجعه کنید.
David has cut a dashing figure on the international social scene.
دیوید چهرهای جذاب در صحنه اجتماعی بینالمللی از خود نشان داده است.
swanking about , playing the dashing young master spy.
در حال خودنمایی، نقش یک جاسوس جوان و جذاب را بازی میکند.
After nearly 2 months of rest, my scarlet Gloxinia started blooming today. It will be more dashing in the next few days!
پس از تقریباً 2 ماه استراحت، گل سرخ اسکارلت من امروز شروع به شکوفه زدن کرد. در روزهای آینده جذاب تر خواهد بود!
"Well, Charlie, don't you look dashing!" Renee said in a tone that was almost shocked. That might have explained the crustiness of Charlie's answer.
«خب، چارلی، چه خوب به نظر میرسی!» رنه با لحنی که تقریباً شوکه شده بود گفت. این ممکن است توضیح دهنده اخم چارلی باشد.
With dashing brows, sparkling eyes and a few white hairs in the sideburns, he looks very handsome just like a pulchritudinous film star.
با ابروهای جذاب، چشمان درخشان و چند تار موی سفید در سبیلش، او بسیار جذاب به نظر میرسد، درست مثل یک ستاره فیلم زیبا.
Dashing through the snow, In a one-horse open sleigh,O'er the fields we go,Laughing all the way.Bells on bobtail ring,Making spirits bright.What fun it is to ride and sing,A sleighing song tonight!
در حال عبور از برف، سوار یک سورتمه یک اسبی، از میان مزارع عبور میکنیم، در تمام طول راه میخندیم. صدای ناقوسها، روحیه ها را شاد میکند. چه لذتی دارد سوار شدن و خواندن، یک ترانه سورتمه امشب!
" Quick! " she moaned, dashing to untie Buckbeak.
" سریع! " او ناله کرد و برای باز کردن بندهای باکبک به سرعت به سمت آن دوید.
منبع: 3. Harry Potter and the Prisoner of AzkabanBeing saved by a dashing doctor was...
نجات یافتن توسط یک دکتر جذاب بود...
منبع: English little tyrant" Five more! " shouted Wildeve, dashing down the money.
" پنج تا بیشتر! " ویلدو فریاد زد و با سرعت پول را برداشت.
منبع: Returning HomeI love you in a suit. So dashing.
دوستت دارم وقتی کت و شلوار پوشیده ای. خیلی جذاب.
منبع: The Vampire Diaries Season 2Sirius yelled, dashing to meet Bellatrix.
سيريوس فریاد زد و برای ملاقات با بلاتریس به سرعت به سمت او دوید.
منبع: 5. Harry Potter and the Order of the PhoenixThe ranks behind came dashing on.
نیروهای پشت سر با سرعت به جلو آمدند.
منبع: British Original Language Textbook Volume 4Well... I cut quite the dashing, yet hygienic figure, don't I?
خب... من چهره ای بسیار جذاب و بهداشتی داشتم، مگه نه؟
منبع: The Big Bang Theory Season 5" Ron! " croaked Harry, dashing towards them. " Ginny—are you all—? "
" رون! " هری خفه گفت و با سرعت به سمت آنها دوید. " جینی - آیا شما همه -؟ "
منبع: Harry Potter and the Order of the PhoenixHe's dashing off letters to his dearest cousin Willie.
او در حال ارسال نامههایی به عزیزترین پسرعموی خود، ویلی، است.
منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)You must be the dashing new boyfriend I keep hearing about.
شما باید همان دوست پسر جدید جذاب باشید که مدام در موردش می شنوم.
منبع: Deadly Womenلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید