dative

[ایالات متحده]/ˈdeɪtɪv/
[بریتانیا]/ˈdeɪtɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به حالت داتیو
n. حالت داتیو؛ زبان داتیو

عبارات و ترکیب‌ها

dative case

حالت دریافت

dative pronoun

ضمیر دریافت

dative object

مفعول دریافت

dative construction

ساختار دریافت

dative form

ریشه فعل دریافت

dative inflection

تغییرات پسوند فعل دریافت

dative shift

انتقال حالت دریافت

dative agreement

هم‌ریختی حالت دریافت

dative marker

نشانه‌ حالت دریافت

dative usage

کاربرد حالت دریافت

جملات نمونه

the teacher gave the student a dative assignment.

معلم یک تکلیف مفعولی به دانش آموز داد.

in german, the dative case is used for indirect objects.

در آلمانی، حالت مفعولی برای مفعول‌های غیرمستقیم استفاده می‌شود.

understanding the dative can improve your language skills.

درک حالت مفعولی می‌تواند به بهبود مهارت‌های زبانی شما کمک کند.

he explained the dative form of the word.

او فرم مفعولی کلمه را توضیح داد.

many languages have a dative case in their grammar.

بسیاری از زبان‌ها یک حالت مفعولی در دستور زبان خود دارند.

she struggles with the dative in her language studies.

او در مطالعه زبان خود با حالت مفعولی مشکل دارد.

the dative is essential for proper sentence structure.

حالت مفعولی برای ساختار صحیح جمله ضروری است.

we learned about the dative during our grammar lesson.

ما در طول کلاس دستور زبان خود در مورد حالت مفعولی یاد گرفتیم.

he gave her a gift as a dative expression of gratitude.

او به عنوان یک عبارت مفعولی از قدردانی، هدیه‌ای به او داد.

the dative case can be tricky for new learners.

حالت مفعولی می‌تواند برای زبان آموزان جدید مشکل باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید