attribution

[ایالات متحده]/ˌætri'bju:ʃən/
[بریتانیا]/ˌætrəˈbjuʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مالکیت; خواص صفتی; شیء صفت.

عبارات و ترکیب‌ها

proper attribution

اعتباردهی مناسب

attribution of sources

نسبت دادن منابع

give attribution

اعتباردهی بدهید

attribution credit

اعتباردهی اعتبار

attribution theory

نظریه نسبت دادن

causal attribution

نسبت دادن علّی

جملات نمونه

Proper attribution is crucial in academic writing.

ذکر منبع مناسب در نگارش علمی بسیار مهم است.

The artist insisted on receiving attribution for her work.

هنرمند اصرار داشت که برای اثر خود اعتبار کسب کند.

Plagiarism is a serious offense that involves taking credit without proper attribution.

سرقت ادبی یک تخلف جدی است که شامل گرفتن اعتبار بدون ذکر منبع مناسب است.

The journalist failed to provide proper attribution for the quotes in the article.

روزنامه‌نگار برای نقل قول‌های موجود در مقاله، اعتبار مناسبی ارائه نکرد.

In academic research, attribution of sources is essential to maintain credibility.

در تحقیقات علمی، ذکر منبع برای حفظ اعتبار ضروری است.

The photographer requested attribution whenever their photos were shared online.

عکاس درخواست کرد که هر زمان عکس‌هایشان به صورت آنلاین به اشتراک گذاشته شد، اعتبار داده شود.

Attribution of blame is often a complex process in determining fault.

نسبت دادن تقصیر اغلب یک فرآیند پیچیده در تعیین مقصر است.

There was a lack of attribution for the data presented in the report.

برای داده‌های ارائه شده در گزارش، کمبود اعتباری وجود داشت.

Attribution theory examines how individuals explain the causes of behavior.

تئوری نسبت بررسی می‌کند که افراد چگونه علل رفتار را توضیح می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید