presenting

[ایالات متحده]/prɪˈzɛntɪŋ/
[بریتانیا]/prɪˈzɛntɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. نگه داشتن یا نشان دادن؛ روبرو شدن یا هدف قرار دادن؛ عمل نمایان شدن یک نوزاد در هنگام زایمان

عبارات و ترکیب‌ها

presenting ideas

ارائه ایده‌ها

presenting results

ارائه نتایج

presenting findings

ارائه یافته‌ها

presenting data

ارائه داده‌ها

presenting solutions

ارائه راهکارها

presenting options

ارائه گزینه‌ها

presenting information

ارائه اطلاعات

presenting evidence

ارائه شواهد

presenting proposals

ارائه پیشنهادها

presenting achievements

ارائه دستاوردها

جملات نمونه

she is presenting her research at the conference.

او تحقیقات خود را در کنفرانس ارائه می‌کند.

they are presenting a new product line next week.

آنها هفته آینده یک خط تولید جدید ارائه می‌دهند.

the teacher is presenting the lesson in a creative way.

معلم درس را به روشی خلاقانه ارائه می‌دهد.

he is presenting his findings to the board of directors.

او یافته‌های خود را به هیئت مدیره ارائه می‌دهد.

the artist is presenting her latest work in the gallery.

هنرمند آخرین اثر خود را در گالری ارائه می‌دهد.

we are presenting our ideas for the project tomorrow.

ما ایده‌های خود برای پروژه را فردا ارائه خواهیم داد.

she enjoys presenting her ideas to the team.

او از ارائه ایده‌های خود به تیم لذت می‌برد.

the company is presenting its annual report to investors.

شرکت گزارش سالانه خود را به سرمایه‌گذاران ارائه می‌دهد.

he is presenting a case study on marketing strategies.

او یک مطالعه موردی در مورد استراتژی‌های بازاریابی ارائه می‌دهد.

they will be presenting their findings at the seminar.

آنها یافته‌های خود را در سمینار ارائه خواهند داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید