debugging

[ایالات متحده]/dɪˈbʌɡɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈbʌɡɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند شناسایی و حذف خطاها از نرم‌افزار یا سخت‌افزار کامپیوتر
v. شناسایی و حذف خطاها از نرم‌افزار یا سخت‌افزار کامپیوتر؛ تنظیم یا تعدیل کردن

عبارات و ترکیب‌ها

debugging process

فرآیند اشکال‌زدایی

debugging tool

ابزار اشکال‌زدایی

debugging session

جلسه اشکال‌زدایی

debugging mode

حالت اشکال‌زدایی

debugging information

اطلاعات اشکال‌زدایی

debugging techniques

تکنیک‌های اشکال‌زدایی

debugging errors

خطاهای اشکال‌زدایی

debugging tools

ابزارهای اشکال‌زدایی

debugging software

نرم‌افزار اشکال‌زدایی

جملات نمونه

the team is currently debugging the software for better performance.

تیم در حال حاضر نرم‌افزار را برای بهبود عملکرد در حال اشکال‌زدایی است.

debugging can be a time-consuming process.

اشکال‌زدایی می‌تواند یک فرآیند زمان‌بر باشد.

she enjoys debugging code to find hidden errors.

او از اشکال‌زدایی کد برای یافتن خطاهای پنهان لذت می‌برد.

effective debugging requires patience and attention to detail.

اشکال‌زدایی مؤثر نیاز به صبر و توجه به جزئیات دارد.

he learned debugging techniques from online courses.

او تکنیک‌های اشکال‌زدایی را از دوره‌های آنلاین آموخت.

debugging tools can significantly speed up the development process.

ابزارهای اشکال‌زدایی می‌توانند فرآیند توسعه را به طور قابل توجهی تسریع کنند.

she spent hours debugging her program before the deadline.

او قبل از مهلت مقرر ساعت‌ها برنامه خود را اشکال‌زدایی کرد.

they found a critical bug during the debugging phase.

آنها در طول مرحله اشکال‌زدایی یک اشکال مهم پیدا کردند.

debugging is essential for ensuring software quality.

اشکال‌زدایی برای اطمینان از کیفیت نرم‌افزار ضروری است.

he prefers pair programming for effective debugging.

او برای اشکال‌زدایی مؤثر ترجیح می‌دهد برنامه‌نویسی جفتی انجام دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید