computer bug
اشکال رایانه
fix a bug
رفع اشکال
software bug
اشکال نرمافزار
debugging
رفع اشکال
bug report
گزارش اشکال
big bug
اشکال بزرگ
millennium bug
اشکال هزاره
lightning bug
سوسک
There is a bug in the system.
یک اشکال در سیستم وجود دارد.
have a bug about sth.
در مورد چیزی دچار اشکال شدن.
Don't bug me please.
لطفاً آزارم نده.
The bird caught a bug on the fly.
پرنده یک حشره را در حال پرواز گرفت.
they caught the sailing bug .
آنها دچار تب هیجان قایقرانی شدند.
Joe was bitten by the showbiz bug .
جو توسط تب و تاب صنعت سرگرمی گاز گرفته شد.
The room has been bug ged.
اتاق سیمکشی شده است.
planted a bug in the suspect's room.
یک دستگاه شنود در اتاق مظنون کار گذاشتند.
That man really bugs me.
آن مرد واقعاً آزارم میدهد.
Joe was badly bitten by the showbiz bug at the age of four.
جو در سن چهار سالگی به شدت توسط تب و تاب صنعت سرگرمی گاز گرفته شد.
if you see enemy troops, bug out.
اگر دشمن را دیدید، فرار کنید.
unfortunately the BSE bug incubates for around three years.
متاسفانه، دوره کمون بیماری BSE حدود سه سال طول می کشد.
That flu bug has really taken it out of her.
آن ویروس آنفولانزا واقعاً توانایی او را گرفته است.
Poor schnook was last seen with your bug lady...
آن مرد احمق فقیر آخرین بار در کنار زن حشرهشناس شما دیده شد...
He wants to put a bug in her ear.
او می خواهد در گوش او وسواس ایجاد کند.
In his sleeping bag he’ll be as snug as a bug in a rug.
در کیسل خوابش، او به اندازه یک حشره در یک فرش راحت خواهد بود.
men's eyes bug out when she walks past.
وقتی از کنارش عبور می کند، چشمان مردان از جا می پرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید