optimizing

[ایالات متحده]/[ˈɒptɪmaɪzɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈɑːptɪmaɪzɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا شامل بهینه‌سازی.
v. از بهترین استفاده (از یک موقعیت یا منبع) کردن؛ بهبود بخشیدن به چیزی، به ویژه با تغییر طراحی یا فرآیند آن؛ افزایش کارایی یک سیستم یا فرآیند.

عبارات و ترکیب‌ها

optimizing performance

بهینه‌سازی عملکرد

optimizing costs

بهینه‌سازی هزینه‌ها

optimizing workflow

بهینه‌سازی گردش کار

optimizing results

بهینه‌سازی نتایج

optimizing process

بهینه‌سازی فرآیند

optimizing strategy

بهینه‌سازی استراتژی

optimized quickly

به سرعت بهینه‌سازی شده

optimizing systems

بهینه‌سازی سیستم‌ها

optimizing resources

بهینه‌سازی منابع

optimizing design

بهینه‌سازی طراحی

جملات نمونه

we are optimizing our website for mobile devices.

ما وب‌سایت خود را برای دستگاه‌های تلفن همراه بهینه‌سازی می‌کنیم.

the team is optimizing the production process to reduce costs.

تیم در حال بهینه‌سازی فرآیند تولید برای کاهش هزینه‌ها است.

the algorithm is constantly optimizing itself based on user feedback.

الگوریتم به طور مداوم بر اساس بازخورد کاربران خود را بهینه‌سازی می‌کند.

the marketing campaign is optimizing for maximum reach and engagement.

کمپین بازاریابی برای حداکثر دسترسی و تعامل بهینه‌سازی می‌شود.

the software is optimizing memory usage to improve performance.

نرم‌افزار در حال بهینه‌سازی مصرف حافظه برای بهبود عملکرد است.

the company is optimizing its supply chain for efficiency.

شرکت زنجیره تامین خود را برای افزایش کارایی بهینه‌سازی می‌کند.

the search engine is optimizing results based on user queries.

موتور جستجو نتایج را بر اساس پرس و جوهای کاربر بهینه‌سازی می‌کند.

we are optimizing the layout of the user interface for clarity.

ما طرح‌بندی رابط کاربری را برای وضوح بیشتر بهینه‌سازی می‌کنیم.

the financial model is optimizing investment strategies for higher returns.

مدل مالی استراتژی‌های سرمایه‌گذاری را برای بازدهی بیشتر بهینه‌سازی می‌کند.

the logistics department is optimizing delivery routes to save time.

بخش لجستیک مسیرهای تحویل را برای صرفه‌جویی در زمان بهینه‌سازی می‌کند.

the project manager is optimizing resource allocation to meet deadlines.

مدیر پروژه تخصیص منابع را برای رعایت مهلت‌ها بهینه‌سازی می‌کند.

the engine is optimizing fuel consumption for better mileage.

موتور مصرف سوخت را برای افزایش مسافت پیموده شده بهینه‌سازی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید