decipher

[ایالات متحده]/dɪˈsaɪfə(r)/
[بریتانیا]/dɪˈsaɪfər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. رمزگشایی (یک کد)، تفسیر (خط ناخوانا)

جملات نمونه

can't decipher his handwriting;

نمی‌توانم خط دستش را رمزگشایی کنم;

Researchers are gradually deciphering the genetic structure found in the cells of organisms.

محققان به تدریج در حال رمزگشایی ساختار ژنتیکی یافت شده در سلول‌های موجودات زنده هستند.

Fairy tales go through a way of establishing a flinty world to realize the possible dimension, the possible narration in order to decipher the adelomorphic society.

قصه‌ها از راهی برای ایجاد یک دنیای سنگی برای تحقق بعد ممکن، روایت ممکن به منظور رمزگشایی جامعه آدلومورفیک می‌گذرند.

The text discusses computer's principle and method of special information encipher and decipher. The text indicates program example of encipher and decipher and its actual application.

این متن به اصل و روش رمزگذاری و رمزگشایی اطلاعات خاص در رایانه می‌پردازد. این متن نمونه برنامه رمزگذاری و رمزگشایی و کاربرد عملی آن را نشان می‌دهد.

Crenshaw deciphered the algorithm of the twisting motion, known as helical klinotaxis, and assisted Nekton's team in applying it to the robots, in essence crafting a new guidance technology.

کرنشو الگوریتم حرکت پیچشی، که به عنوان حرکت کلاینوتاکسی مارپیچی شناخته می‌شود، را رمزگشایی کرد و به تیم نکٹن در اعمال آن به ربات‌ها کمک کرد و در واقع یک فناوری هدایت جدید را طراحی کرد.

It took me hours to decipher the ancient code.

برای رمزگشایی کد باستانی ساعت‌ها طول کشید.

She tried to decipher the doctor's messy handwriting.

او سعی کرد خط دست نامرتب پزشک را رمزگشایی کند.

The detective was able to decipher the cryptic message.

مامور پلیس توانست پیام رمزی را رمزگشایی کند.

Students were asked to decipher the hieroglyphics on the wall.

از دانش‌آموزان خواسته شد نقش برجسته‌ها (هیروگلیف‌ها) روی دیوار را رمزگشایی کنند.

The linguist was able to decipher the ancient language.

دانشمند زبان‌شناس توانست زبان باستانی را رمزگشایی کند.

It can be challenging to decipher someone's true intentions.

رمزگشایی نیات واقعی کسی می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

The scientist worked tirelessly to decipher the genetic code.

دانشمند بی‌وقفه برای رمزگشایی کد ژنتیکی تلاش کرد.

The archaeologist spent years trying to decipher the ancient script.

باستان‌شناس سال‌ها برای رمزگشایی خط باستانی تلاش کرد.

With enough patience and perseverance, you can decipher any complex problem.

با صبر و پشتکار کافی، می‌توانید هر مسئله پیچیده‌ای را رمزگشایی کنید.

The team of experts collaborated to decipher the encrypted data.

تیم متخصصان برای رمزگشایی داده‌های رمزگذاری شده با یکدیگر همکاری کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید