decode

[ایالات متحده]/diː'kəʊd/
[بریتانیا]/'di'kod/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

تعریف انگلیسی:
vt. ترجمه کردن یا رمزگشایی کردن
vi. مشغول بودن به کار رمزگشایی

عبارات و ترکیب‌ها

decode a message

رمزگشایی یک پیام

decode a signal

رمزگشایی یک سیگنال

decode a puzzle

رمزگشایی یک معما

جملات نمونه

decode a cryptic message

رمزگشایی یک پیام مرموز

a handbook to help parents decode street language.

راهنمایی برای کمک به والدین در رمزگشایی از زبان خیابانی.

The control unit decoded the 18 bits.

واحد کنترل 18 بیت را رمزگشایی کرد.

processors used to decode CD-quality digital audio signals.

پردازنده‌هایی که برای رمزگشایی سیگنال‌های صوتی دیجیتال با کیفیت CD استفاده می‌شوند.

While the computer took a few seconds to convert and decode the burst of decaying tachyons, the Consul poured himself a glass of Scotch.

در حالی که کامپیوتر چند ثانیه طول کشید تا انفجار تاکیون‌های در حال زوال را تبدیل و رمزگشایی کند، کنسول یک لیوان اسکاچ برای خود ریخت.

Step4.Carry on encodes, mutation , decodes operation with probability Pm to each individual in subgeneration population, and put all the parent and offspring into the subgeneration population;

مرحله 4. رمزگذاری، جهش، عملیات رمزگشایی با احتمال Pm برای هر فرد در جمعیت زیرنسل و قرار دادن همه والدین و فرزندان در جمعیت زیرنسل را ادامه دهید.

Choose two individuals in the population with probability Pc ,and carry on encodes , crossover, decodes operation, put all the parent and offspring into the subgeneration population;

دو فرد را در جمعیت با احتمال Pc انتخاب کنید و عملیات رمزگذاری، تقاطع و رمزگشایی را انجام دهید و همه والدین و فرزندان را در جمعیت زیرنسل قرار دهید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید