declaredly true
به طور آشکارا درست
declaredly false
به طور آشکارا نادرست
declaredly open
به طور آشکارا باز
declaredly public
به طور آشکارا عمومی
declaredly wrong
به طور آشکارا اشتباه
declaredly free
به طور آشکارا آزاد
declaredly supportive
به طور آشکارا حمایتی
declaredly beneficial
به طور آشکارا مفید
declaredly neutral
به طور آشکارا بیطرف
declaredly important
به طور آشکارا مهم
he is declaredly in favor of the new policy.
او به طور آشکارا از سیاست جدید حمایت میکند.
she declaredly opposes the changes to the law.
او به طور آشکارا با تغییرات قوانین مخالف است.
the project was declaredly successful by the committee.
کمیته پروژه را به طور آشکارا موفقیتآمیز اعلام کرد.
they are declaredly committed to environmental sustainability.
آنها به طور آشکارا متعهد به پایداری محیط زیست هستند.
his views are declaredly conservative.
دیدگاههای او به طور آشکارا محافظهکارانه است.
the organization is declaredly non-profit.
سازمان به طور آشکارا غیرانتفاعی است.
she is declaredly the best candidate for the job.
او به طور آشکارا بهترین گزینه برای این شغل است.
the results were declaredly impressive.
نتایج به طور آشکارا چشمگیر بودند.
he is declaredly a leader in his field.
او به طور آشکارا در زمینه خود یک رهبر است.
they are declaredly against any form of discrimination.
آنها به طور آشکارا با هر نوع تبعیض مخالف هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید