declaredly

[ایالات متحده]/dɪˈklɛədli/
[بریتانیا]/dɪˈklɛrdli/

ترجمه

adv. به طور علنی یا به وضوح بیان شده

عبارات و ترکیب‌ها

declaredly true

به طور آشکارا درست

declaredly false

به طور آشکارا نادرست

declaredly open

به طور آشکارا باز

declaredly public

به طور آشکارا عمومی

declaredly wrong

به طور آشکارا اشتباه

declaredly free

به طور آشکارا آزاد

declaredly supportive

به طور آشکارا حمایتی

declaredly beneficial

به طور آشکارا مفید

declaredly neutral

به طور آشکارا بی‌طرف

declaredly important

به طور آشکارا مهم

جملات نمونه

he is declaredly in favor of the new policy.

او به طور آشکارا از سیاست جدید حمایت می‌کند.

she declaredly opposes the changes to the law.

او به طور آشکارا با تغییرات قوانین مخالف است.

the project was declaredly successful by the committee.

کمیته پروژه را به طور آشکارا موفقیت‌آمیز اعلام کرد.

they are declaredly committed to environmental sustainability.

آنها به طور آشکارا متعهد به پایداری محیط زیست هستند.

his views are declaredly conservative.

دیدگاه‌های او به طور آشکارا محافظه‌کارانه است.

the organization is declaredly non-profit.

سازمان به طور آشکارا غیرانتفاعی است.

she is declaredly the best candidate for the job.

او به طور آشکارا بهترین گزینه برای این شغل است.

the results were declaredly impressive.

نتایج به طور آشکارا چشمگیر بودند.

he is declaredly a leader in his field.

او به طور آشکارا در زمینه خود یک رهبر است.

they are declaredly against any form of discrimination.

آنها به طور آشکارا با هر نوع تبعیض مخالف هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید