act decorously
رفتار مناسب داشتن
dress decorously
آراسته لباس پوشیدن
speak decorously
با احترام صحبت کردن
Her ardent sense of propriety fears that Bertha, in bed, might not be costumed decorously enough for the visit of a clerical gentleman.
حس صمیمانه و مناسب بودن او میترسد که برتا، در رختخواب، ممکن است به اندازه کافی لباس مناسب برای ملاقات یک جنتلمن کلیسایی نداشته باشد.
She dressed decorously for the formal event.
او برای رویداد رسمی به شکلی مناسب و محترمانه لباس پوشید.
He behaved decorously in front of his boss.
او در حضور رئیس خود به شکلی مناسب و محترمانه رفتار کرد.
The guests were expected to act decorously at the wedding.
انتظار میرفت مهمانان در عروسی به شکلی مناسب و محترمانه رفتار کنند.
The students behaved decorously during the school assembly.
دانشجویان در طول مراسم مدرسه به شکلی مناسب و محترمانه رفتار کردند.
She spoke decorously in front of the dignitaries.
او در حضور مقامات به شکلی مناسب و محترمانه صحبت کرد.
The ambassador greeted the foreign dignitaries decorously.
سفیر با احترام و ادب مقامات بینالمللی را خوشامد گفت.
The actors performed decorously on stage.
بازیگران به شکلی مناسب و محترمانه روی صحنه اجرا کردند.
The teacher decorously handled the disruptive student.
معلم به شکلی مناسب و محترمانه با دانشآموز درهمریخته برخورد کرد.
The employees were expected to dress decorously for the corporate event.
انتظار میرفت کارمندان برای رویداد شرکتی به شکلی مناسب و محترمانه لباس بپوشند.
She decorously accepted the award with grace.
او با وقار و ادب جایزه را به شکلی مناسب و محترمانه پذیرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید