handled improperly
مدیریت نادرست
an improperly adjusted scale.
یک مقیاس تنظیم نشده به درستی
The court excluded the improperly obtained evidence.
دادگاه شواهد بهدستآمده به طور نامناسب را حذف کرد.
Indirectly through inanimate fomites (objects). Examples are staphylococcal infection, streptococcal infection, colds, hospital-acquired wound infections through use of improperly sterilized items.
به طور غیرمستقیم از طریق اجسام غیرزنده (اشیائی که می توانند حامل عوامل بیماری زا باشند). نمونه ها عبارتند از عفونت استافیلوکوکی، عفونت استرپتوکوکی، سرماخوردگی، عفونت های زخم های بیمارستانی ناشی از استفاده از وسایل غیر استریل.
to dispose of hazardous waste improperly
دور انداختن غیر صحیح زبالههای خطرناک
to store food improperly
نگهداری غیر صحیح غذا
to use equipment improperly
استفاده غیر صحیح از تجهیزات
to handle confidential information improperly
مدیریت غیر صحیح اطلاعات محرمانه
to park in a handicapped spot improperly
پارک کردن غیر صحیح در جایگاه معلولین
to clean a wound improperly
تمیز کردن غیر صحیح زخم
to install software improperly
نصب غیر صحیح نرم افزار
to label products improperly
برچسب گذاری غیر صحیح محصولات
to secure a building improperly
محافظت غیر صحیح از یک ساختمان
to dispose of evidence improperly
دور انداختن غیر صحیح مدارک
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید