defections

[ایالات متحده]/dɪˈfɛkʃənz/
[بریتانیا]/dɪˈfɛkʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خیانت یا ترک وفاداری؛ عمل ترک یک حزب یا گروه؛ نواقص یا معایب

عبارات و ترکیب‌ها

political defections

خروج‌های سیاسی

mass defections

خروج‌های دسته‌جمعی

defections increase

افزایش خروج‌ها

defections occur

خروج‌ها رخ می‌دهد

defections reported

گزارش خروج‌ها

defections continue

خروج‌ها ادامه دارد

defections trend

روند خروج‌ها

defections analysis

تحلیل خروج‌ها

defections impact

تاثیر خروج‌ها

defections crisis

بحران خروج‌ها

جملات نمونه

defections from the party have increased recently.

خروج از حزب اخیراً افزایش یافته است.

the government is concerned about military defections.

دولت در مورد خروج نظامیان نگران است.

defections can weaken the organization's influence.

خروج می‌تواند نفوذ سازمان را تضعیف کند.

there were several high-profile defections last year.

سال گذشته چندین خروج برجسته وجود داشت.

defections often lead to a loss of trust.

خروج اغلب منجر به از دست دادن اعتماد می‌شود.

many athletes face pressure to avoid defections.

بسیاری از ورزشکاران تحت فشار قرار دارند تا از خروج اجتناب کنند.

defections can signal a shift in loyalty.

خروج می‌تواند نشان‌دهنده تغییر در وفاداری باشد.

political defections can change the balance of power.

خروج‌های سیاسی می‌توانند تعادل قدرت را تغییر دهند.

defections are often a sign of discontent.

خروج اغلب نشانه‌ای از نارضایتی است.

the company implemented measures to prevent defections.

شرکت اقداماتی را برای جلوگیری از خروج اجرا کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید