deficit

[ایالات متحده]/ˈdefɪsɪt/
[بریتانیا]/ˈdefɪsɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کمبود در مقدار یا زیان؛ وضعیت مالی که در آن هزینه‌ها از درآمد بیشتر است.

عبارات و ترکیب‌ها

budget deficit

کسری بودجه

trade deficit

بدهی تجاری

fiscal deficit

بدهی مالی

current account deficit

بدهی حساب جاری

water deficit

بدهی آب

financial deficit

بدهی مالی

attention deficit disorder

اختلال کم‌توجهی و بیش‌فعالی

deficit spending

هزینه‌های کسری بودجه

federal deficit

بدهی فدرال

overall deficit

بدهی کلی

foreign trade deficit

بدهی تجارت خارجی

saturation deficit

بدهی اشباع

deficit financing

تامین مالی کسری

جملات نمونه

a deficit in grain production.

یک کسری در تولید غلات.

deficits in speech comprehension.

کسری در درک گفتار.

the budget deficit for fiscal 1996.

کسری بودجه برای سال مالی 1996

These deficits are nothing to sneeze at.

این کسری‌ها چیز قابل چشم‌پوشی نیستند.

paper over a deficit with accounting gimmicks.

با استفاده از حقه های حسابداری، کسری را پنهان کنید.

Rising budget deficit is beginning to bite.

کسری بودجه در حال افزایش است و شروع به اثرگذاری کرده است.

a fiscal policy of incurring budget deficits to stimulate a weak economy.

یک سیاست مالی برای ایجاد کسری بودجه به منظور تحریک یک اقتصاد ضعیف.

The directors have reported a deficit of 2.5 million dollars.

مدیران یک کسری 2.5 میلیون دلاری را گزارش کرده‌اند.

rallied from a three-game deficit to win the playoffs.

از یک کسری سه گله بازی به پیروزی در پلی آف ها صعود کرد.

new economic theories regarding the effects of deficit spending.

نظریه‌های اقتصادی جدید در مورد اثرات کسری بودجه.

The Ministry of Finance consistently overestimated its budget deficits.

وزارت مالیه به طور مداوم کسری بودجه خود را بیش از حد تخمین زده است.

political concern with state enterprise deficits prompted efforts for greater commercialism.

نگرانی‌های سیاسی در مورد کسری‌های شرکت‌های دولتی، تلاش‌هایی را برای تجاری‌سازی بیشتر برانگیخت.

an automatic light switch; a budget deficit that caused automatic spending cuts.

یک کلید نور خودکار؛ یک کسری بودجه که باعث کاهش خودکار هزینه‌ها شد.

The specific deficit regarding the precessing of noun and verb was analyzed in the article with the data of this aphasiac.

کمبود خاص در مورد پیشرفت اسمی و فعلی در مقاله با داده های این فرد مبتلا به آتازی تجزیه و تحلیل شد.

We raised £100, and we need £200; that's a deficit of £100.

ما 100 پوند جمع‌آوری کردیم و به 200 پوند نیاز داریم؛ این یک کسری 100 پوندی است.

After discussing the budget deficit, they entered on the problem of raising taxes.

پس از بحث در مورد کسری بودجه، آنها وارد مشکل افزایش مالیات شدند.

And I was among a great chorus out on the hustings speaking out against this consistent and constant deficit spending.

و من در میان یک همسرایان بزرگ در خارج از جلسات بودم که با صدای بلند علیه این کسری بودجه مداوم و ثابت صحبت می‌کردم.

نمونه‌های واقعی

The politician tried to reduce the titanic deficit.

سیاستمدار تلاش کرد تا کسری بودجه تیتانیک را کاهش دهد.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

This means that there is an oxygen deficit.

این بدان معناست که کمبود اکسیژن وجود دارد.

منبع: Popular Science Essays

There is no actual deficit or shortage.

در واقع کمبود یا کسری وجود ندارد.

منبع: Financial Times

Labour vowed to avoid further borrowing and keep cutting the deficit.

حزب کارگر قول داد از استقراض بیشتر اجتناب کند و کسری بودجه را کاهش دهد.

منبع: The Economist (Summary)

There's a trade deficit between America and China.

بین آمریکا و چین کسری تجاری وجود دارد.

منبع: CNN 10 Student English May 2019 Collection

That's a slip deficit we call it.

این یک کسری لغزش است که ما آن را چنین می نامیم.

منبع: Travel to the Earth's interior

Critics are concerned that the bill would increase the deficit.

منتقدان نگران هستند که این طرح باعث افزایش کسری بودجه شود.

منبع: CNN 10 Student English December 2017 Collection

Neither candidate has a plan to reduce the budget deficit.

هیچ یک از نامزدها برنامه ای برای کاهش کسری بودجه ندارند.

منبع: VOA Special November 2016 Collection

This is linked to intellectual and cognitive deficits across populations.

این به کمبودهای شناختی و شناختی در سراسر جمعیت مرتبط است.

منبع: Reel Knowledge Scroll

People usually do admit their deficits once they can spot them.

افراد معمولاً پس از شناسایی آنها، کمبودهای خود را می پذیرند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید