debt

[ایالات متحده]/det/
[بریتانیا]/det/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک الزام یا مسئولیت برای پرداخت یا ارائه چیزی به شخص دیگری

عبارات و ترکیب‌ها

personal debt

بدهی شخصی

national debt

بدهی ملی

bad debt

بدهی معوقه

debt collection

جمع‌آوری بدهی

debt consolidation

ادغام بدهی

debt relief

تخفیف بدهی

debt repayment

بازپرداخت بدهی

in debt

درگیر بدهی

debt financing

تامین مالی بدهی

debt crisis

بحران بدهی

public debt

بدهی عمومی

debt restructuring

بازسازی بدهی

external debt

بدهی خارجی

debt ratio

نسبت بدهی

debt capital

سرمایه بدهی

debt management

مدیریت بدهی

sovereign debt

بدهی حاکمیتی

foreign debt

بدهی ارزی

bank debt

بدهی بانکی

subordinated debt

بدهی ارشد

out of debt

بی بدهی

debt maturity

سررسید بدهی

get into debt

وارد شدن در بدهی

debt service

خدمات بدهی

heavy debt

بدهی سنگین

جملات نمونه

the debt was absolutely extinguished.

بدهی کاملاً پرداخت شد.

The debt soon doubled.

بدهی به زودی دو برابر شد.

amortization of a debt

استهلاک بدهی

the firm is heavily in debt .

شرکت به شدت بدهکار است.

I paid the debt in full.

من بدهی را به طور کامل پرداخت کردم.

a debt of enormous size.

بدهی با اندازه بسیار بزرگ.

These debts are chargeable to me.

این بدهی‌ها به عهده من هستند.

The debt must be paid in full.

بدهی باید به طور کامل پرداخت شود.

I intend to cancel your debt to me.

قصد دارم بدهی شما را به من لغو کنم.

got into debt; get into a hassle.

به بدهی افتاد؛ دچار دردسر شد.

debt rose to unprecedented levels.

بدهی به سطحی بی‌سابقه رسید.

he was in debt to the tune of forty thousand pounds.

او به مبلغ چهل هزار پوند بدهی داشت.

contract huge debts by rash spending

با هزینه های بی فکر بدهی های بزرگی را متحمل شوید

refinancing of debt service payments

بازپردازی مجدد پرداخت های خدمات بدهی

authority to spend from debt receipts

اختیار هزینه کردن از محل رسیدهای بدهی.

Debts of blood must be paid in blood.

بدهی خون با خون باید پرداخت شود.

The debt would be paid on the Greek calends.

بدهی در روزهای آغازین تقویم یونانی پرداخت خواهد شد.

Can the company meet their debts?

آیا شرکت می تواند بدهی های خود را پرداخت کند؟

نمونه‌های واقعی

This phenomenon has resulted in significant credit card debt, enormous environmental footprints.

این پدیده منجر به بدهی قابل توجه کارت اعتباری و ردپای زیست محیطی بزرگ شده است.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

So, We have a $19 trillion debt.

بنابراین، ما 19 تریلیون دلار بدهی داریم.

منبع: VOA Standard October 2015 Collection

Puerto Rico wants to pay its debts.

پورتو ریکو می خواهد بدهی های خود را پرداخت کند.

منبع: NPR News August 2015 Compilation

President Jefferson wanted to pay the government debt.

رئیس جمهور جفرسون می خواست بدهی دولت را پرداخت کند.

منبع: VOA Special January 2019 Collection

This is called the debt to income ratio.

به نسبت بدهی به درآمد معروف است.

منبع: Connection Magazine

Now it was time to pay his debts.

حالا وقت پرداخت بدهی هایش بود.

منبع: TED Talks (Audio Version) March 2015 Collection

He will pay his debt to our family.

او بدهی خود را به خانواده ما پرداخت خواهد کرد.

منبع: Lost Girl Season 05

From years ago. But he paid his debt.

از سالها پیش. اما او بدهی خود را پرداخت کرد.

منبع: English little tyrant

Spending lots of money and running up debts again?

آیا دوباره هزینه های زیادی می کنید و بدهی ها را افزایش می دهید؟

منبع: Not to be taken lightly.

Honey, we're still paying off credit card debt.

عزیزم، هنوز در حال پرداخت بدهی کارت اعتباری هستیم.

منبع: Desperate Housewives Season 5

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید