defiling nature
آلوده کردن طبیعت
defiling water
آلوده کردن آب
defiling art
آلوده کردن هنر
defiling soil
آلوده کردن خاک
defiling reputation
آلوده کردن اعتبار
defiling culture
آلوده کردن فرهنگ
defiling trust
آلوده کردن اعتماد
defiling memory
آلوده کردن خاطره
defiling sacred
آلوده کردن مقدس
defiling beliefs
آلوده کردن باورها
defiling the sacred ground is a serious offense.
تخریب حرمت مکان مقدس یک تخلف جدی است.
they were accused of defiling the environment.
آنها به خاطر آلوده کردن محیط زیست متهم شدند.
defiling a historic site can lead to legal consequences.
تخریب یک مکان تاریخی می تواند منجر به عواقب قانونی شود.
the act of defiling art is often condemned by society.
عمل آلوده کردن هنر اغلب توسط جامعه محکوم می شود.
defiling someone’s reputation can cause long-lasting damage.
آسیب رساندن به شهرت کسی می تواند آسیب طولانی مدت وارد کند.
he was charged with defiling public property.
او به اتهام آلوده کردن اموال عمومی متهم شد.
defiling the memory of the deceased is disrespectful.
تخریب خاطره درگذشتگان بیاحترامی است.
they believe that defiling nature will bring bad luck.
آنها معتقدند که آلوده کردن طبیعت بدشانسی به ارمغان می آورد.
defiling a cultural symbol can provoke outrage.
تخریب یک نماد فرهنگی می تواند خشم را برانگیزد.
he felt guilty about defiling the trust of his friends.
او به خاطر از بین بردن اعتماد دوستانش احساس گناه می کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید