defiling

[ایالات متحده]/dɪˈfaɪlɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈfaɪlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری defile; کثیف یا آلوده کردن; آلوده کردن; در یک خط راه رفتن

عبارات و ترکیب‌ها

defiling nature

آلوده کردن طبیعت

defiling water

آلوده کردن آب

defiling art

آلوده کردن هنر

defiling soil

آلوده کردن خاک

defiling reputation

آلوده کردن اعتبار

defiling culture

آلوده کردن فرهنگ

defiling trust

آلوده کردن اعتماد

defiling memory

آلوده کردن خاطره

defiling sacred

آلوده کردن مقدس

defiling beliefs

آلوده کردن باورها

جملات نمونه

defiling the sacred ground is a serious offense.

تخریب حرمت مکان مقدس یک تخلف جدی است.

they were accused of defiling the environment.

آنها به خاطر آلوده کردن محیط زیست متهم شدند.

defiling a historic site can lead to legal consequences.

تخریب یک مکان تاریخی می تواند منجر به عواقب قانونی شود.

the act of defiling art is often condemned by society.

عمل آلوده کردن هنر اغلب توسط جامعه محکوم می شود.

defiling someone’s reputation can cause long-lasting damage.

آسیب رساندن به شهرت کسی می تواند آسیب طولانی مدت وارد کند.

he was charged with defiling public property.

او به اتهام آلوده کردن اموال عمومی متهم شد.

defiling the memory of the deceased is disrespectful.

تخریب خاطره درگذشتگان بی‌احترامی است.

they believe that defiling nature will bring bad luck.

آنها معتقدند که آلوده کردن طبیعت بدشانسی به ارمغان می آورد.

defiling a cultural symbol can provoke outrage.

تخریب یک نماد فرهنگی می تواند خشم را برانگیزد.

he felt guilty about defiling the trust of his friends.

او به خاطر از بین بردن اعتماد دوستانش احساس گناه می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید