soiling

[ایالات متحده]/ˈsɔɪlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsɔɪlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل کثیف یا آلوده کردن چیزی؛ تغذیه با علوفه سبز

عبارات و ترکیب‌ها

prevent soiling

جلوگیری از کثیفی

soiling issue

مشکل کثیفی

reduce soiling

کاهش کثیفی

soiling prevention

جلوگیری از کثیفی

soiling control

کنترل کثیفی

soiling risk

خطر کثیفی

soiling factor

عامل کثیفی

soiling analysis

تجزیه و تحلیل کثیفی

soiling reduction

کاهش کثیفی

soiling test

آزمایش کثیفی

جملات نمونه

the children were scolded for soiling their clothes.

کودکان به دلیل کثیف کردن لباس‌هایشان مورد سرزنش قرار گرفتند.

soiling the environment is a serious issue.

کثیف کردن محیط زیست یک مسئله جدی است.

he was careful not to soil the carpet.

او مراقب بود تا فرش را کثیف نکند.

soiling your hands while gardening is inevitable.

کثیف شدن دست‌ها هنگام باغبانی اجتناب‌ناپذیر است.

they installed a new system to prevent soiling.

آنها یک سیستم جدید برای جلوگیری از کثیف کاری نصب کردند.

soiling the documents could lead to serious consequences.

کثیف کردن اسناد می‌تواند منجر به عواقب جدی شود.

she was worried about soiling her new dress.

او نگران بود که لباس جدیدش کثیف شود.

soiling the equipment can result in malfunctions.

کثیف کردن تجهیزات می‌تواند منجر به خرابی شود.

he apologized for soiling the shared space.

او برای کثیف کردن فضای مشترک عذرخواهی کرد.

regular cleaning can help prevent soiling.

تمیز کردن منظم می‌تواند به جلوگیری از کثیف کاری کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید