prevent soiling
جلوگیری از کثیفی
soiling issue
مشکل کثیفی
reduce soiling
کاهش کثیفی
soiling prevention
جلوگیری از کثیفی
soiling control
کنترل کثیفی
soiling risk
خطر کثیفی
soiling factor
عامل کثیفی
soiling analysis
تجزیه و تحلیل کثیفی
soiling reduction
کاهش کثیفی
soiling test
آزمایش کثیفی
the children were scolded for soiling their clothes.
کودکان به دلیل کثیف کردن لباسهایشان مورد سرزنش قرار گرفتند.
soiling the environment is a serious issue.
کثیف کردن محیط زیست یک مسئله جدی است.
he was careful not to soil the carpet.
او مراقب بود تا فرش را کثیف نکند.
soiling your hands while gardening is inevitable.
کثیف شدن دستها هنگام باغبانی اجتنابناپذیر است.
they installed a new system to prevent soiling.
آنها یک سیستم جدید برای جلوگیری از کثیف کاری نصب کردند.
soiling the documents could lead to serious consequences.
کثیف کردن اسناد میتواند منجر به عواقب جدی شود.
she was worried about soiling her new dress.
او نگران بود که لباس جدیدش کثیف شود.
soiling the equipment can result in malfunctions.
کثیف کردن تجهیزات میتواند منجر به خرابی شود.
he apologized for soiling the shared space.
او برای کثیف کردن فضای مشترک عذرخواهی کرد.
regular cleaning can help prevent soiling.
تمیز کردن منظم میتواند به جلوگیری از کثیف کاری کمک کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید