profane

[ایالات متحده]/prəˈfeɪn/
[بریتانیا]/prəˈfeɪn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌احترامی، کفرآمیز، سکولار
vt. بی‌احترامی کردن، کفر گفتن، نجس کردن

عبارات و ترکیب‌ها

profane language

زبان رکیک

profane behavior

رفتار ناشایست

profane act

عمل ناشایست

جملات نمونه

profane the name of God.

توهین به نام خدا.

he was an agnostic, a profane man.

او یک فرد بی‌خداترای و بی‌احترام بود.

it was a serious matter to profane a tomb.

توهین به یک مقبره موضوعی جدی بود.

sacred and profane music.

موسیقی مقدس و توهین‌آمیز.

To smoke in a church or mosque would be a profane act.

سیگار کشیدن در یک کلیسا یا مسجد یک عمل ناپاک خواهد بود.

a profane person might be tempted to violate the tomb.

یک فرد توهین‌آمیز ممکن است وسوسه شود که مقبره را نقض کند.

Lest there be any fornicator, or profane person, as Esau, who for one morsel of meat sold his birthright.

تا مبادا کسی زناکار یا بی‌احترام باشد، مانند اسحاق که برای یک لقمه گوشت، حق ارث خود را فروخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید