deifies a hero
قهرمان را خدايانهسازی میکند
deifies the past
گذشته را خدايانهسازی میکند
deifies their leader
رهبرشان را خدايانهسازی میکند
deifies a figure
یک چهره را خدايانهسازی میکند
deifies an icon
یک نماد را خدايانهسازی میکند
deifies the divine
خداوند را خدايانهسازی میکند
deifies a concept
یک مفهوم را خدايانهسازی میکند
deifies tradition
یک سنت را خدايانهسازی میکند
deifies a belief
یک باور را خدايانهسازی میکند
deifies a myth
یک افسانه را خدايانهسازی میکند
the artist deifies nature in his paintings.
هنرمند طبیعت را در نقاشیهای خود خداگونه میداند.
many people deify celebrities, treating them like gods.
بسیاری از مردم مشاهیر را خداگونه میدانند و با آنها مانند خدایان رفتار میکنند.
the novel explores how society deifies its leaders.
در این رمان بررسی میشود که چگونه جامعه رهبران خود را خداگونه میداند.
she deifies her mentor, believing he can do no wrong.
او مراد خود را خداگونه میداند و معتقد است که او نمیتواند اشتباه کند.
religious texts often deify historical figures.
متون مذهبی اغلب چهرههای تاریخی را خداگونه میدانند.
he deifies his own achievements, ignoring his failures.
او دستاوردهای خود را خداگونه میداند و از شکستهای خود غافل میشود.
the cult deifies its founder, claiming he is divine.
این فرقه بنیانگذار خود را خداگونه میداند و ادعا میکند که او الهی است.
some fans deify their favorite athletes, forgetting they are human.
برخی از طرفداران ورزشکاران مورد علاقه خود را خداگونه میدانند و فراموش میکنند که آنها انسان هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید