glorify

[ایالات متحده]/ˈɡlɔːrɪfaɪ/
[بریتانیا]/ˈɡlɔːrɪfaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. ستایش\nپرستش (خدا)\nزیبا کردن\nبیشتر باشکوه کردن

جملات نمونه

a football video glorifying violence.

یک ویدیو فوتبال که خشونت را ترویج می‌کند.

by glorifying the acts of violence they achieve the paradoxical effect of making them trivial.

با ترویج اعمال خشونت، به طور متناقض، آن‌ها را بی‌اهمیت می‌کنند.

Many artists use their work to glorify nature.

بسیاری از هنرمندان از آثار خود برای ستودن طبیعت استفاده می‌کنند.

The purpose of the event is to glorify the achievements of the team.

هدف از این رویداد، ستودن دستاوردهای تیم است.

Some people glorify material possessions over personal relationships.

برخی افراد دارایی‌های مادی را بر روابط شخصی ترجیح می‌دهند و آن‌ها را ستایش می‌کنند.

It's important not to glorify violence in movies.

مهم است که خشونت را در فیلم‌ها ستایش نکنیم.

The song lyrics glorify the beauty of love.

متن ترانه، زیبایی عشق را ستایش می‌کند.

The film aims to glorify the spirit of perseverance.

فیلم به دنبال ستودن روحیه پشتکار است.

Some cultures glorify certain historical figures as heroes.

برخی از فرهنگ‌ها، چهره‌های تاریخی خاص را به عنوان قهرمان ستایش می‌کنند.

The book seeks to glorify the virtues of honesty and integrity.

کتاب به دنبال ستودن فضایل صداقت و یکپارچگی است.

We should not glorify unhealthy body image standards.

ما نباید استانداردهای غیرواقعی ظاهر بدن را ستایش کنیم.

The purpose of the ceremony is to glorify the memory of those who sacrificed their lives.

هدف از این مراسم، ستودن خاطره کسانی است که جان خود را فدا کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید