reverence

[ایالات متحده]/'rev(ə)r(ə)ns/
[بریتانیا]/'rɛvərəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک اشاره از احترام؛ کرامت؛ تحسین
vt. احترام گذاشتن؛ ارادت ورزیدن

عبارات و ترکیب‌ها

show reverence

نشان دادن احترام

deep reverence

احترام عمیق

reverence for tradition

احترام برای سنت

religious reverence

احترام مذهبی

reverence for nature

احترام برای طبیعت

sincere reverence

احترام صادقانه

جملات نمونه

reverence the country's laws

احترام به قوانین کشور

He was a bishop who was held in reverence by all.

او اسقفی بود که مورد احترام همه قرار داشت.

She spoke of them with profound reverence.

او در مورد آنها با احترام عمیق صحبت کرد.

a painting that inspires deep reverence for nature

تابلویی که الهام‌بخش احترام عمیق به طبیعت است

He is still held in great reverence throughout the country.

او هنوز در سراسر کشور با احترام فراوان مورد احترام است.

rituals showed honour and reverence for the dead.

آیین‌ها نشان‌دهنده احترام و ارادت به درگذشتگان بودند.

the many divine beings reverenced by Hindu tradition.

شمار زیادی از موجودات الهی که در سنت هندو مورد احترام قرار می‌گیرند.

Children are taught to show respect and reverence towards their grandparents.

به کودکان آموزش داده می‌شود که احترام و ارادت خود را نسبت به پدربزرگ و مادربزرگ نشان دهند.

the emotions of joy, sorrow, reverence, hate, and love.

احساسات شادی، غم، احترام، نفرت و عشق.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید