deify

[ایالات متحده]/ˈdiːɪfaɪ/
[بریتانیا]/ˈdiːəˌfaɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. پرستش کردن یا به عنوان یک خدا در نظر گرفتن؛ به خدا تبدیل کردن؛ به مقام الهی ارتقاء دادن

عبارات و ترکیب‌ها

deify heroes

خدایان‌سازی قهرمانان

deify leaders

خدایان‌سازی رهبران

deify traditions

خدایان‌سازی سنت‌ها

deify culture

خدایان‌سازی فرهنگ

deify figures

خدایان‌سازی چهره‌ها

deify beliefs

خدایان‌سازی باورها

deify myths

خدایان‌سازی اسطوره‌ها

deify ideals

خدایان‌سازی آرمان‌ها

deify success

خدایان‌سازی موفقیت

deify art

خدایان‌سازی هنر

جملات نمونه

many cultures tend to deify their ancestors.

بسیاری از فرهنگ‌ها تمایل دارند نیاکان خود را خداگونه بدانند.

some people deify celebrities, ignoring their flaws.

برخی افراد مشهور را خداگونه می‌دانند و از نقص‌های آن‌ها غافل می‌شوند.

it is unwise to deify political leaders without critical thinking.

بدون تفکر انتقادی، خداگونه دانستن رهبران سیاسی غیرمنصفانه است.

religious texts often deify historical figures.

متون مذهبی اغلب چهره‌های تاریخی را خداگونه می‌دانند.

we should appreciate art without feeling the need to deify the artists.

ما باید هنر را بدون احساس نیاز به خداگونه دانستن هنرمندان، ارزیابی کنیم.

in mythology, gods are often deified versions of humans.

در اساطیر، خدایان اغلب نسخه‌های خداگونه‌ای از انسان‌ها هستند.

to deify nature is to overlook its complexity.

خداگونه دانستن طبیعت به این معناست که از پیچیدگی آن غافل شویم.

some religions deify the forces of nature.

برخی از ادیان نیروهای طبیعت را خداگونه می‌دانند.

it's easy to deify someone when they achieve great success.

وقتی کسی به موفقیت بزرگی دست می‌یابد، خداگونه دانستنش آسان است.

critics argue that we shouldn’t deify historical events without context.

منتقدان استدلال می‌کنند که نباید رویدادهای تاریخی را بدون زمینه خداگونه دانست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید