venerable

[ایالات متحده]/ˈvenərəbl/
[بریتانیا]/ˈvenərəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شایسته احترام؛ مقدس
n. احترام؛ تحسین
adv. به شیوه‌ای محترم

عبارات و ترکیب‌ها

a venerable tradition

یک سنت دیرینه

venerable elder

بزرگوار ارجمند

جملات نمونه

The cathedral is a venerable building.

این کلیسا یک ساختمان با شکوه و قدیمی است.

We plan to visit the venerable ruins of the abbey.

ما قصد داریم از آثار باستانی و محترم صومعه دیدن کنیم.

The Brahmin Devahita gave venerable Upavana some warm water with a pingo and a man to carry it and some molasses in a bag.

برهمن دهویتا به اوپاوانا ارجمند آب گرم با یک پینگو و یک مرد برای حمل آن و مقداری ملاس در یک کیسه داد.

It w now a twelvemonth since the funeral procession of the venerable clergymen, its last inhabitant, had turned from that gateway towards the village burying-ground.

اکنون یک سال از تشییع جنازه کشیشان ارجمند، آخرین ساکن آن، که از آن دروازه به سمت گورستان دهکده چرخید، گذشته است.

It was now a twelvemonth since the funeral procession of the venerable clergymen, its last inhabitant, had turned from that gateway towards the village burying-ground.

اکنون یک سال از تشییع جنازه کشیشان ارجمند، آخرین ساکن آن، که از آن دروازه به سمت گورستان دهکده چرخید، گذشته است.

The Western world has yet to respect the aged members of its society as the Japanese do. One who isvenerable commands respect by virtue of dignity and age:

جهان غرب هنوز به احترام اعضای مسن جامعه‌اش به اندازه ژاپنی‌ها احترام نگذاشته است. فردی که سالخورده است، به دلیل وقار و سن، احترام را به دست می‌آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید