desensitization

[ایالات متحده]/[ˌdɪˈsɛnsɪtɪˌzeɪʃən]/
[بریتانیا]/[ˌdɪˈsɛn.sɪ.tɪ.zeɪ.ʃən]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند کاهش حساسیت؛ عمل کم شدن حساسیت نسبت به چیزی؛ در پزشکی، فرآیند کاهش واکنش بدن به یک آلرژن؛ فرآیند بی‌حسی عاطفی
v. کاهش دادن حساسیت نسبت به چیزی؛ بی‌حس کردن عاطفی کسی کردن؛ در پزشکی، کاهش دادن واکنش بدن به یک آلرژن

عبارات و ترکیب‌ها

desensitization therapy

درمان حساس‌زدایی

sensory desensitization

حساس‌زدایی حسی

desensitization process

فرآیند حساس‌زدایی

experiencing desensitization

تجربه حساس‌زدایی

avoid desensitization

از دلسردی اجتناب کنید

desensitization effect

اثر حساس‌زدایی

undergoing desensitization

در حال انجام حساس‌زدایی

desensitization techniques

تکنیک‌های حساس‌زدایی

risk of desensitization

خطر حساس‌زدایی

desensitization symptoms

علائم حساس‌زدایی

جملات نمونه

patients undergoing chemotherapy often experience desensitization to the side effects.

بیمارانی که شیمی‌درمانی انجام می‌دهند اغلب نسبت به عوارض جانبی بی‌حس می‌شوند.

media exposure can lead to desensitization towards violence and suffering.

قرار گرفتن در معرض رسانه ها می تواند منجر به بی‌حسی نسبت به خشونت و رنج شود.

the goal of the therapy was to reverse the desensitization to positive stimuli.

هدف از درمان، معکوس کردن بی‌حسی نسبت به محرک‌های مثبت بود.

repeated exposure can result in desensitization to certain sounds or smells.

قرار گرفتن مکرر می تواند منجر به بی‌حسی نسبت به صداها یا بوهای خاص شود.

desensitization to pain is a common symptom of chronic pain conditions.

بی‌حسی نسبت به درد یک علامت شایع شرایط درد مزمن است.

the study investigated the process of desensitization in young children.

این مطالعه فرآیند بی‌حسی را در کودکان خردسال بررسی کرد.

we need to be aware of the potential for desensitization in our society.

ما باید از پتانسیل بی‌حسی در جامعه خود آگاه باشیم.

the therapist used gradual exposure to reduce the patient's desensitization.

درمانگر از قرار گرفتن تدریجی برای کاهش بی‌حسی بیمار استفاده کرد.

desensitization can occur as a coping mechanism for traumatic experiences.

بی‌حسی می‌تواند به عنوان یک مکانیسم مقابله‌ای برای تجربیات آسیب‌زا رخ دهد.

it's important to prevent desensitization to the needs of others.

مهم است که از بی‌حسی نسبت به نیازهای دیگران جلوگیری کنیم.

the program aimed to address the widespread desensitization to environmental issues.

این برنامه با هدف پرداختن به بی‌حسی گسترده نسبت به مسائل زیست محیطی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید