insensitivity

[ایالات متحده]/ˌinsensə'tiviti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عدم حساسیت; عدم واکنش; عدم حساسیت.

جملات نمونه

showing insensitivity towards others

بی‌توجهی نسبت به دیگران

insensitivity to cultural differences

بی‌توجهی به تفاوت‌های فرهنگی

demonstrating insensitivity to the needs of others

نشان دادن بی‌توجهی به نیازهای دیگران

insensitivity to the feelings of others

بی‌توجهی به احساسات دیگران

an example of insensitivity in the workplace

یک نمونه از بی‌توجهی در محیط کار

deep insensitivity to the plight of the homeless

بی‌توجهی عمیق به وضعیت بی‌خانمان‌ها

responding with insensitivity to a tragedy

پاسخ با بی‌توجهی به یک تراژدی

insensitivity to the struggles of marginalized communities

بی‌توجهی به مبارزات جوامع به حاشیه رانده شده

displaying insensitivity towards mental health issues

نشان دادن بی‌توجهی نسبت به مسائل مربوط به سلامت روان

an act of insensitivity that caused harm

یک عمل بی‌توجهی که باعث آسیب شد

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید