develop

[ایالات متحده]/dɪ'veləp/
[بریتانیا]/dɪ'vɛləp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. برای به وجود آوردن قابلیت‌ها یا امکانات؛ برای پیشرفته‌تر کردن چیزی
vi. برای رشد یا پیشرفت؛ برای بالغ‌تر یا تکامل‌یافته‌تر شدن

عبارات و ترکیب‌ها

(begin to) develop

(شروع به) توسعه

develop into

به توسعه تبدیل شدن

develop from

توسعه از

develop simultaneously

به طور همزمان توسعه

develop ability

توانایی توسعه

develop new product

محصول جدید را توسعه دهید

strive to develop

برای توسعه تلاش کنید

develop a habit

یک عادت را توسعه دهید

جملات نمونه

develop a taste for opera; develop a friendship.

توسعه دادن علاقه به اپرا؛ توسعه دادن دوستی.

develop in breadth and depth

توسعه در گستردگی و عمق

develop a new symptom

توسعه یک علائم جدید.

develop the child's mentality

توسعه تفکر کودک

the plant will develop into a dense bush.

گیاه به یک بوته متراکم تبدیل خواهد شد.

this can develop into a bad habit.

این می‌تواند به یک عادت بد تبدیل شود.

develop a new cottage industry.

توسعه یک صنعت کلبه جدید.

Caterpillars develop into butterflies.

پیپ‌ها به پروانه‌ها تبدیل می‌شوند.

a developer of hidden talent.

یک توسعه‌دهنده استعدادهای پنهان.

developed a rash; developed agoraphobia.

گرفتگی پوستی؛ توسعه وسواس.

the symptom develops in the hand contralateral to the lesion.

علائم در دست مخالف ضایعه ظاهر می‌شود.

a strongman with well-developed muscles.

یک مرد قوی با عضلات خوش‌تراش.

نمونه‌های واقعی

Today, we know human embryos have tails that dissolve as the embryo develops.

امروز، می‌دانیم جنین‌های انسان دم دارند که با رشد جنین از بین می‌روند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Patients have also developed pneumonia and kidney failure.

بیماران همچنین دچار پنومونی و نارسایی کلیه شده‌اند.

منبع: CNN Listening Compilation June 2013

I'm afraid you have developed non-impostor syndrome.

متاسفم، شما دچار سندرم غیرکلاهبرداری شده‌اید.

منبع: The Economist (Summary)

A smart refrigerator line that Haier developed.

یک خط یخچال هوشمند که توسط Haier توسعه داده شد.

منبع: Harvard Business Review

Their distinctive cackling tone is well developed.

صدای خنده‌دار و متمایز آنها به خوبی توسعه یافته است.

منبع: Lion Mafia

We'll look more closely at those as this story develops.

ما با نزدیک‌تر شدن به این داستان، به دقت به آنها نگاه خواهیم کرد.

منبع: CNN Listening September 2013 Collection

Pulmonary edema can develop in a few ways and often develops through a combination of mechanisms.

ادم ریوی می‌تواند به چند روش ایجاد شود و اغلب از طریق ترکیبی از مکانیسم‌ها ایجاد می‌شود.

منبع: Osmosis - Respiration

Could you suggest some alternative energy sources that can be developed more?

آیا می‌توانید برخی از منابع انرژی جایگزین را که می‌توانند بیشتر توسعه یابند، پیشنهاد کنید؟

منبع: IELTS Speaking Band 9 Sample Answer

Bombs that either side might develop and use.

بمب‌هایی که هر دو طرف ممکن است توسعه داده و از آنها استفاده کنند.

منبع: Vox opinion

Another idea being developed is a space elevator.

ایده دیگر در حال توسعه یک آسانسور فضایی است.

منبع: VOA Standard September 2015 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید