evolve

[ایالات متحده]/iˈvɒlv/
[بریتانیا]/iˈvɑːlv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

تکامل یافتن

vi. به تدریج پیشرفت کردن؛ به تکامل یا تغییر دچار شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

evolve into

تبدیل شدن به

evolve from

ظهور کردن از

جملات نمونه

evolve a style of one's own.

ایجاد یک سبک خاص برای خود

Buds evolved into flowers.

سرشه‌ها به گل‌ها تبدیل شدند.

In regard to animals, Diphyodont evolved into Reptilia, which evolved into mammals.

در مورد حیوانات، دیفیودونت به Reptilia تبدیل شد که به پستانداران تبدیل شد.

The meeting evolved into a grab bag of petty complaints.

جلسه به مجموعه‌ای از شکایت‌های جزئی تبدیل شد.

plants have evolved cunning defences.

گیاهان دفاع‌های زیرکانه تکامل یافته‌اند.

the Gothic style evolved steadily and naturally from the Romanesque.

سبک گوتیک به طور پیوسته و طبیعی از رومانسک تکامل یافت.

He has evolved a new theory.

او یک نظریه جدید ایجاد کرده است.

He evolved a system for making money quickly.

او یک سیستم برای کسب سریع پول ایجاد کرد.

Man has evolved from the ape.

انسان از میمون تکامل یافته است.

The simple plan evolved into a complicated scheme.

برنامه ساده به یک طرح پیچیده تبدیل شد.

Man was evolved from an ancestor that was probably arboreal.

انسان از اجدادی تکامل یافته است که احتمالاً درخت‌زیان بوده است.

an amateur acting group that evolved into a theatrical company.

یک گروه بازیگری آماتور که به یک شرکت تئاتر تبدیل شد.

the populations are cut off from each other and evolve independently.

جمعیت‌ها از یکدیگر جدا شده و به طور مستقل تکامل می‌یابند.

some dinosaurs evolved protuberances on top of their heads.

برخی از دایناسورها برآمدگی‌هایی در بالای سر خود تکامل یافتند.

breed evolved from shorthorn beef cattle .

نژاد از نژاد گوشت گاو shorthorn تکامل یافته است.

We can evolve the truth from a mass of confused evidence.

ما می توانیم حقیقت را از انبوهی از شواهد گیج کننده استخراج کنیم.

Marxist theories evolved from different strands of social analysis.

نظریه‌های مارکسیستی از رشته‌های مختلف تحلیل اجتماعی تکامل یافتند.

نمونه‌های واقعی

I mean, the language is always evolving.

منظورم این است که زبان همیشه در حال تحول است.

منبع: Learn grammar with Lucy.

So about three billion years ago, bacteria evolved a defense mechanism to fight viral infection.

بنابراین حدود سه میلیارد سال پیش، باکتری‌ها یک مکانیسم دفاعی برای مبارزه با عفونت ویروسی تکامل یافتند.

منبع: TED 2019 Annual Conference (Bilingual)

I think my palette has certainly evolved today.

فکر می‌کنم امروز پالت من قطعاً در حال تکامل است.

منبع: Listen to a little bit of fresh news every day.

Our relations have to evolve with the time.

روابط ما باید با گذر زمان تکامل یابد.

منبع: CRI Online January 2019 Collection

About three billion years ago, multicellularity evolved.

حدود سه میلیارد سال پیش، چند سلولی بودن تکامل یافت.

منبع: TED Talks (Video Edition) July 2018 Collection

Scientists know that thenutcracker's abilities evolved because of environmental pressure.

دانشمندان می‌دانند که توانایی‌های nutcracker به دلیل فشار محیطی تکامل یافته‌اند.

منبع: Listening Digest

Number three, it's amazing how plots evolve.

شماره سه، شگفت‌انگیز است که طرح‌ها چگونه تکامل می‌یابند.

منبع: Brother Wind takes you to watch movies and learn English.

Psychoactive compounds have independently evolved several times over.

ترکیبات روانگردان به طور مستقل بارها تکامل یافته‌اند.

منبع: Selected English short passages

Space law is constantly evolving in that manner.

قانون فضایی به طور مداوم به این شکل در حال تکامل است.

منبع: Business English Encyclopedia

But conditions for both sides are constantly changing and information is constantly evolving.

اما شرایط برای هر دو طرف دائماً در حال تغییر است و اطلاعات دائماً در حال تکامل است.

منبع: CNN 10 Student English March 2022 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید