advance

[ایالات متحده]/ədˈvɑːns/
[بریتانیا]/ədˈvæns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. پیشرفت کردن یا توسعه یافتن؛ بهبود یا ارتقا را ترویج دادن
vt. پیشنهاد دادن، پیش پرداخت کردن، قرض دادن
n. پیشرفت، بهبود، رشد، وام
adj. پیشین، از قبل.

عبارات و ترکیب‌ها

advance payment

پرداخت پیش‌پرداخت

advance booking

رزرو از قبل

advance notice

اطلاع قبلی

advance warning

هشدار از قبل

advance directive

دستورالعمل از پیش تعیین شده

advance planning

برنامه‌ریزی از قبل

advance technology

فناوری پیشرفته

advance your career

پیشرفت در حرفه خود

in advance

از قبل

in advance of

قبل از

advance in

پیشرفت در

an advance

یک پیشرفت

on the advance

در مورد پیشرفت

payment in advance

پرداخت از قبل

make advances

پیشرفت کردن

well in advance

خیلی از قبل

advance development

توسعه از قبل

cash advance

وام نقدی

advance towards

حرکت به سمت

spark advance

پیشرفت جرقه

advance guard

نگهبان پیشرو

advance with times

همگام با زمان پیشرفت کردن

جملات نمونه

the advance of civilization.

پیشرفت تمدن

an advance from the bank.

پیشروی از بانک

the implacable advance of the enemy.

پیشروی بی‌رحمانه دشمن

advance the growth of rice

بهبود رشد برنج

advance on the enemy's position.

پیشروی به سمت موقعیت دشمن

an advance in genetic engineering.

پیشرفت در مهندسی ژنتیک

the advance of the army)

پیشروی ارتش

any advance on £40?.

پیشنهاد بهتری برای ۴۰ پوند وجود دارد؟

advance in a wave-like manner

پیشروی به صورت موجی

to advance to a higher position

برای رسیدن به جایگاه بالاتر

His advance was slow.

پیشروی او کند بود.

advance a deadline by one week.

مهلت را یک هفته جلو بیندازید.

نمونه‌های واقعی

No one can halt the advance of history.

هیچ کس نمی تواند پیشرفت تاریخ را متوقف کند.

منبع: Four-level vocabulary frequency weekly plan

We've, we're making really big advances here this year.

ما در حال پیشرفت های بسیار بزرگی در اینجا هستیم.

منبع: Apple latest news

One of the victim's mothers said her daughter had rebuffed his advances.

یکی از مادران قربانیان گفت که دخترش از او امتناع کرده است.

منبع: Time

We advance one step at a time.

ما یک قدم در هر زمان پیشرفت می کنیم.

منبع: Two-Minute Paper

Right. So the Kurds have made these advances with U.S. help against ISIS.

بله، کردها با کمک ایالات متحده پیشرفت هایی در برابر داعش داشته اند.

منبع: NPR News July 2015 Compilation

It's another thing to know how quickly it's advancing.

دانستن اینکه چه مدت طول می کشد، چیز دیگری است.

منبع: CNN 10 Student English August 2018 Compilation

A new version expected this summer will offer additional advances.

نسخه جدید مورد انتظار امسال، پیشرفت های بیشتری ارائه می دهد.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation June 2014

She refuses to accept his advances.

او از پذیرش پیشنهادهای او امتناع می کند.

منبع: Jurassic Fight Club

Second, we should vigorously advance Asian cooperation.

ثانیا، ما باید همکاری آسیا را به طور قوی پیش ببریم.

منبع: Xi Jinping's speech.

But there's medical advances taking place all the time. Right? .

اما پیشرفت های پزشکی همیشه در حال انجام است. درسته؟

منبع: Before I Met You Selected

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید