dignifies the struggle
احترام میگذارد مبارزه
dignifies the work
احترام میگذارد کار
dignifies the effort
احترام میگذارد تلاش
dignifies the cause
احترام میگذارد هدف
dignifies the moment
احترام میگذارد لحظه
dignifies the role
احترام میگذارد نقش
dignifies the past
احترام میگذارد گذشته
dignifies the truth
احترام میگذارد حقیقت
dignifies the journey
احترام میگذارد سفر
dignifies the voice
احترام میگذارد صدا
his actions dignify the entire team.
اقدامات او کل تیم را گرامی میدارد.
education dignifies a person's character.
آموزش شخصیت یک فرد را گرامی میدارد.
she believes that art dignifies life.
او معتقد است که هنر زندگی را گرامی میدارد.
respect for others dignifies our society.
احترام به دیگران جامعه ما را گرامی میدارد.
the ceremony dignifies the achievements of the students.
این مراسم دستاوردهای دانشآموزان را گرامی میدارد.
his speech dignifies the occasion.
سخنرانی او این مناسبت را گرامی میدارد.
charity work dignifies the spirit of giving.
فعالیتهای خیریه روح سخاوت را گرامی میدارد.
honesty dignifies a person's reputation.
صداقت شهرت یک فرد را گرامی میدارد.
traditions dignify our cultural heritage.
رسوم و سنتها میراث فرهنگی ما را گرامی میدارند.
leadership that dignifies others inspires loyalty.
رهبری که دیگران را گرامی میدارد، الهامبخش وفاداری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید