spurned

[ایالات متحده]/spɜːnd/
[بریتانیا]/spɜrnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طرز تحقیرآمیز رد کردن یا امتناع ورزیدن

عبارات و ترکیب‌ها

spurned love

عشق طرد شده

spurned offer

پیشنهاد طرد شده

spurned advances

پیشرفت‌های طرد شده

spurned request

درخواست طرد شده

spurned candidate

نامزد طرد شده

spurned opportunity

فرصت طرد شده

spurned friendship

دوستی طرد شده

spurned affection

علاقه طرد شده

spurned proposal

پیشنهاد طرد شده

spurned attention

توجه طرد شده

جملات نمونه

she spurned his advances without a second thought.

او بدون لحظه‌ای مکث، پیشنهادهای او را رد کرد.

the proposal was spurned by the committee.

پیشنهاد توسط کمیته رد شد.

he felt spurned after she ignored his messages.

او بعد از اینکه او پیام‌هایش را نادیده گرفت، احساس طرد شد.

many artists have spurned commercial success for creative freedom.

بسیاری از هنرمندان به خاطر آزادی خلاقیت، موفقیت تجاری را رد کرده‌اند.

the opportunity was spurned by those who were too afraid to take risks.

فرصت توسط کسانی که خیلی ترسیدند ریسک کنند، رد شد.

he spurned the idea of settling down at such a young age.

او ایده استقرار در چنین سن جوانی را رد کرد.

she spurned the chance to work with a famous director.

او فرصت همکاری با یک کارگردان مشهور را رد کرد.

his generous offer was spurned by the organization.

پیشنهاد سخاوتمندانه او توسط سازمان رد شد.

they spurned traditional methods in favor of innovation.

آنها روش‌های سنتی را به نفع نوآوری رد کردند.

after being spurned, he decided to focus on himself.

بعد از طرد شدن، او تصمیم گرفت روی خودش تمرکز کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید