dissolved

[ایالات متحده]/dɪ'zɑlv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به مایع تبدیل شده توسط حرارت؛ ذوب شده

عبارات و ترکیب‌ها

completely dissolved

کاملاً حل شده

dissolved in water

در آب حل شده

dissolved oxygen

اکسیژن محلول

dissolved oxygen (DO)

اکسیژن محلول (DO)

dissolved gas

گاز محلول

dissolved organic matter

مواد آلی محلول

dissolved air flotation

شناورسازی هوای محلول

dissolved acetylene

استیلن محلول

dissolved solid

جامد محلول

dissolved air floatation

شناورسازی هوای محلول

جملات نمونه

be dissolved in tears

در غم ها غرق شدن

They dissolved their marriage.

آنها وصلت خود را به هم رساندند.

the AGM dissolved into acrimony.

جلسه عمومی در کینه جویی حل شد.

She dissolved the sugar in the tea.

او شکر را در چای حل کرد.

The group dissolved in dissension.

گروه در نزاع منحل شد.

she suddenly dissolved into floods of tears.

او ناگهان در سیل اشک ها غرق شد.

the party dissolved into fission and acrimony.

حزب در انشعاب و کینه جویی منحل شد.

Heat dissolved the candle into a pool of wax in a few minutes.

گرما شمع را در عرض چند دقیقه به استخر مومی تبدیل کرد.

The magnificent view of the ancient pagoda dissolved in mist.

نمای باشکوه منظره ای از معبد باستانی در مه محو شد.

The balloons dissolved high in the sky.

بادکنک ها در آسمان بالا محو شدند.

Water was dissolved into hydrogen and oxygen.

آب به هیدروژن و اکسیژن تجزیه شد.

The company was dissolved into smaller units.

شرکت به واحدهای کوچکتر تقسیم شد.

The picture then dissolved into a view of the house from the outside.

سپس تصویر به نمای خانه از بیرون تبدیل شد.

I dissolved into helpless laughter.

من در خنده های درمانده غرق شدم.

The dream picture dissolved away when she woke up.

تصویر رویایی وقتی از خواب بیدار شد محو شد.

dissolved parliament and called for new elections.

پارلمان را منحل کرد و خواستار انتخابات جدید شد.

Coagulated blood could be apparently dissolved by complex dribbing-pill of ...

به نظر می رسد که خون منبهم شده می تواند به طور ظاهری توسط قرص پیچیده ای از ... حل شود.

At that time, the marriage is dissolved and it is inapt to persist wearing the symbolic rings.

در آن زمان، وصلت از هم پاشیده است و پوشیدن حلقه های نمادین مناسب نیست.

Everyone dissolved into fits of laughter when they saw my haircut.

وقتی مدل موهایم را دیدند، همه در خنده های شدید فرو رفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید