evaporated

[ایالات متحده]/ɪˈvæpəreɪtɪd/
[بریتانیا]/ɪˈvæpəreɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. متمرکز، خشک شده به وسیله تبخیر

عبارات و ترکیب‌ها

evaporated milk

شیر تبخیر شده

evaporated water

آب تبخیر شده

evaporated gas

گاز تبخیر شده

evaporated solution

محلول تبخیر شده

evaporated alcohol

الکل تبخیر شده

evaporated juice

آبمیوه تبخیر شده

evaporated cream

خامه تبخیر شده

evaporated product

محصول تبخیر شده

evaporated residue

رسوبات تبخیر شده

evaporated substance

ماده تبخیر شده

جملات نمونه

the water in the pot has evaporated.

آب در دیگ بخار شده است.

her doubts about the project evaporated after the meeting.

ابهامات او در مورد پروژه پس از جلسه از بین رفت.

the morning fog quickly evaporated under the sun.

مه صبحگاهی به سرعت زیر نور خورشید تبخیر شد.

all his enthusiasm evaporated when he heard the news.

وقتی خبر را شنید، همه اشتیاق او از بین رفت.

as the heat increased, the puddles evaporated.

با افزایش گرما، چاله ها تبخیر شدند.

the evidence against him evaporated over time.

شواهد علیه او در طول زمان از بین رفت.

the magical illusion evaporated into thin air.

توهم جادویی به ناچار ناپدید شد.

her anger evaporated once she heard his apology.

وقتی عذرخواهی او را شنید، خشم او از بین رفت.

most of the liquid evaporated before we could collect it.

بیشتر مایع قبل از اینکه بتوانیم آن را جمع کنیم، تبخیر شد.

the excitement in the room evaporated after the announcement.

پس از اعلام، هیجان در اتاق از بین رفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید