melted

[ایالات متحده]/meltid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تبدیل شده از حالت جامد به حالت مایع از طریق اعمال حرارت
v. تحت یک فرآیند تبدیل شدن به مایع از طریق اعمال حرارت

عبارات و ترکیب‌ها

slowly melted

به آرامی آب شد

completely melted

کاملاً آب شد

melted butter

کره آب شده

melted chocolate

شکلات آب شده

جملات نمونه

to be melted down for reuse

برای استفاده مجدد ذوب شود

the hot metal melted the wax.

فلز داغ موم را آب کرد.

the figure melted into thin air.

تصویر به هوا محو شد.

The snow melted away.

برف آب شد.

She melted into tears.

او در غم اشک ریخت.

The sun melted the dark clouds.

آفتاب ابرهای تیره را آب کرد.

Their fear and worry melted away.

ترس و نگرانی آنها از بین رفت.

Night melted into day.

شب به روز تبدیل شد.

His pleading melted her.

التماس او او را تحت تاثیر قرار داد.

their original determination to exact vengeance melted away .

تعیین اولیه آنها برای انتقام جویی از بین رفت.

the cheers melted into gasps of admiration.

تشویق ها به آهی از تحسین تبدیل شد.

mushrooms napped with melted butter.

قارچ ها با کره آب شده چرت زدند.

The crowd melted away after the rally.

بعد از گردهمایی، جمعیت پراکنده شد.

Sea melted into sky along the horizon.

در امتداد افق، دریا به آسمان تبدیل شد.

Our hearts melted at the child's tears.

قلب ما با اشک های کودک آب شد.

The tide melted our sand castle away.

جزر و مد قلعه شنی ما را از بین برد.

The candle softened and melted in the sun.

شمع نرم شد و در آفتاب آب شد.

The sun thawed the ice and melted the snow.

آفتاب یخ را آب کرد و برف را آب کرد.

They melted the nation's resources away.

آنها منابع کشور را هدر دادند.

نمونه‌های واقعی

Shall you dread to be melted? inquired Annie.

آیا از ذوب شدن می‌ترسی؟ آنی پرسید.

منبع: American Original Language Arts Volume 4

Slush is snow or ice that has partly melted.

لجن برف یا یخ است که تا حدی ذوب شده است.

منبع: Oxford University: IELTS Foreign Teacher Course

The river's current has already melted the ice.

جریان رودخانه از قبل یخ را ذوب کرده است.

منبع: Human Planet

The outer rock, or magma, was completely melted producing a molten ocean.

سنگ بیرونی، یا گدازه، به طور کامل ذوب شد و یک اقیانوس مذاب ایجاد کرد.

منبع: The History Channel documentary "Cosmos"

[Mike] They're two different things, though. That's just melted butter.

[مایک] اگرچه آنها دو چیز متفاوت هستند. این فقط کره آب شده است.

منبع: Gourmet Base

My heart completely melted in a puddle all over the floor.

قلب من به طور کامل در یک گودال روی زمین آب شد.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

It was just five years ago that Fukushima's power plant melted down.

فقط پنج سال پیش بود که نیروگاه فوکوشیما ذوب شد.

منبع: NPR News May 2016 Compilation

It absorbed well and sealed the hole as it melted, so there was less radiation.

به خوبی جذب شد و سوراخ را در حین ذوب شدن مسدود کرد، بنابراین تشعشع کمتری وجود داشت.

منبع: Rescue Chernobyl

If there ever were any in it, they were destroyed when the rock was melted.

اگر هرگز در آن وجود داشتند، در هنگام ذوب شدن سنگ از بین رفتند.

منبع: British Students' Science Reader

And stir it until it's melted.

و آن را هم بزنید تا ذوب شود.

منبع: Victoria Kitchen

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید