distance

[ایالات متحده]/ˈdɪstəns/
[بریتانیا]/ˈdɪstəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقدار فضایی که بین دو چیز یا مکان وجود دارد؛ یک مکان دور؛ احساس جدایی یا بی‌تفاوتی.

عبارات و ترکیب‌ها

physical distance

فاصله فیزیکی

long distance

مسافت طولانی

short distance

مسافت کوتاه

in the distance

در دوردست

at a distance

در فاصله‌ای

distance oneself from

از خود جدا کردن

from a distance

از راه دور

distance education

آموزش از راه دور

distance learning

یادگیری از راه دور

walking distance

مسافت قابل پیاده‌روی

euclidean distance

فاصله اقلیدسی

safe distance

فاصله ایمن

within walking distance

در مسافت قابل پیاده‌روی

go the distance

تمام تلاش را انجام دادن

minimum distance

حداقل فاصله

shortest distance

کوتاه‌ترین فاصله

center distance

فاصله مرکز

transmission distance

فاصله انتقال

genetic distance

فاصله ژنتیکی

propagation distance

فاصله انتشار

long distance call

تماس تلفنی با مسافت طولانی

جملات نمونه

a distance of 700 kpc.

فاصله ای به میزان 700 کیلوپارسک

It's no distance to the post office.

فاصله زیادی تا اداره پست نیست.

to a distance of two miles

تا فاصله دو مایلی

It's a short distance to school.

فاصله کمی تا مدرسه است.

an estimable distance

فاصله قابل توجه

in the far distance a machine droned.

در دوردست، ماشینی زمزمه می‌کرد.

a long-distance lorry driver.

راننده کامیون مسافتی طولانی.

the distance between the two cities

فاصله بین دو شهر

to make a long-distance call

برای برقررانی تماس‌های مسافتی

The church is some distance away.

کلیسای کمی دور است.

The outline of the mountain in the distance is dim.

طرح کوه در دوردست کم‌رنگ است.

In the distance rose the majestic Alps.

در دوردست، آلپ‌های باشکوه سر برآوردند.

نمونه‌های واقعی

Elevators in the companies many towers socially distanced.

آسانسورها در بسیاری از برج‌های شرکت‌ها با رعایت فاصله اجتماعی.

منبع: CNN 10 Student English May 2020 Collection

The bird covered the distance in three minutes.

پرنده این مسافت را در عرض سه دقیقه طی کرد.

منبع: New Concept English, British English Version, Book Two (Translation)

This is all. In the distance someone is singing. In the distance.

همین است. در دوردست کسی مشغول آواز خواندن است. در دوردست.

منبع: Read a poem before bed.

From the hearth the field is a great distance.

از شومینه، میدان در فاصله‌ای زیاد قرار دارد.

منبع: Selected Works from Walden Pond

This was the greatest distance from midnight.

این بیشترین فاصله تا полуночи بود.

منبع: Global Slow English

I just try to keep my distance.

من فقط سعی می کنم فاصله ام را حفظ کنم.

منبع: Diary of a Little Kid 1: Haunted House Ideas

We call this distance the habitable zone.

ما این فاصله را منطقه قابل سکونت می نامیم.

منبع: NASA Micro Classroom

Can you get long distance on this?

آیا می توانید در این مورد تماس تلفنی راه دور داشته باشید؟

منبع: Classic movies

Most people do when they travel long distances.

اکثر مردم این کار را انجام می دهند وقتی مسافت های طولانی را طی می کنند.

منبع: Traveling Abroad Conversation: Travel Section

Reading is one way to close that distance.

مطالعه یکی از راه هایی برای بستن آن فاصله است.

منبع: TED Talks (Video Edition) June 2019 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید