diverging

[ایالات متحده]/dai'və:dʒiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. متفاوت و در جهات مختلف رفتن; به طرق مختلف متنوع

عبارات و ترکیب‌ها

diverge from

منحرف شدن از

جملات نمونه

Their opinions on the matter are diverging.

دیدگاه‌های آنها در این مورد در حال از هم پاشیدگی است.

The two roads are diverging in different directions.

دو راه در جهات مختلف از هم جدا می‌شوند.

The diverging paths led them to different destinations.

مسیرهای منتهی به هم، آنها را به مقصدهای مختلفی رساند.

Diverging viewpoints often lead to heated debates.

دیدگاه‌های متضاد اغلب منجر به بحث‌های داغ می‌شود.

The company's strategies are diverging from traditional methods.

استراتژی‌های شرکت از روش‌های سنتی فاصله می‌گیرند.

Diverging trends in fashion can be seen each season.

روندهای متضاد در مد را می‌توان در هر فصل مشاهده کرد.

His actions are diverging from his words.

اعمال او از گفته‌هایش فاصله می‌گیرند.

The team's performance is diverging from expectations.

عملکرد تیم از انتظارات فاصله می‌گیرد.

Diverging paths sometimes lead to new discoveries.

مسیرهای منتهی به هم گاهی اوقات منجر به کشف‌های جدید می‌شود.

The diverging opinions on the project caused delays.

دیدگاه‌های متضاد در مورد پروژه باعث تاخیر شد.

نمونه‌های واقعی

Well, that's where our opinions diverge.

خب، اینجاست که نظرات ما با هم متفاوت می‌شود.

منبع: Gossip Girl Season 3

But Haley at times diverged from the president.

اما هالی گاهی اوقات از رئیس‌جمهور منحرف می‌شد.

منبع: VOA Video Highlights

OK. That's good. I'm glad because now we can diverge.

باشه. خوبه. خوشحالم چون حالا می‌توانیم منحرف شویم.

منبع: American English dialogue

The gravitational deflection focused light rays that were initially diverging onto paths that converged at the Earth.

انحراف گرانشی باعث متمرکز شدن پرتوهای نوری شد که در ابتدا در حال گسترش بودند و به مسیرهایی که به سمت زمین همگرا می‌شدند، هدایت می‌شدند.

منبع: Veritasium

10.your track is diverging from reference line.

مسیر شما از خط مرجع منحرف می‌شود.

منبع: Maritime English listening

Well, we've seen as we would have predicted is that the states have really diverged.

خب، همانطور که پیش‌بینی می‌کردیم، ایالت‌ها واقعاً از هم جدا شده‌اند.

منبع: VOA Daily Standard July 2023 Collection

When economic growth drives asset prices, stocks and bonds diverge.

وقتی رشد اقتصادی باعث افزایش قیمت دارایی‌ها می‌شود، سهام و اوراق قرضه از هم جدا می‌شوند.

منبع: The Economist - Finance

Their paths diverged at the fork in the road.

مسیرهای آنها در دوراهی از هم جدا شد.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

And over thousands of years, that tomato population might even diverge into a number of different species.

و در طول هزاران سال، جمعیت گوجه فرنگی ممکن است حتی به چندین گونه مختلف تبدیل شود.

منبع: Crash Course Botany

When that descending motion reaches the surface, it diverges.

وقتی آن حرکت نزولی به سطح می‌رسد، منحرف می‌شود.

منبع: VOA Standard English_ Technology

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید