deviating from
انحراف از
deviating behavior
رفتار انحرافی
deviating path
مسیر انحرافی
deviating trends
روندهای انحرافی
deviating factors
عوامل انحرافی
deviating results
نتایج انحرافی
deviating ideas
ایدههای انحرافی
deviating signals
سیگنالهای انحرافی
deviating norms
هنجارهای انحرافی
deviating standards
استانداردهای انحرافی
the project is deviating from its original goals.
پروژه از اهداف اصلی خود منحرف میشود.
his behavior is deviating from the expected norms.
رفتار او از هنجارهای مورد انتظار منحرف میشود.
we need to address the issues of deviating standards.
ما باید به مسائل مربوط به استانداردهای انحرافی رسیدگی کنیم.
deviating from the plan could lead to complications.
انحراف از طرح میتواند منجر به عوارض شود.
the data shows a trend of deviating results.
دادهها روند نتایج انحرافی را نشان میدهد.
her thoughts were deviating from the main topic.
افکار او از موضوع اصلی منحرف میشد.
he warned against deviating from the established procedures.
او در مورد انحراف از رویههای تعیینشده هشدار داد.
deviating from the schedule could affect the timeline.
انحراف از برنامه میتواند بر جدول زمانی تأثیر بگذارد.
the artist's style is deviating from traditional techniques.
سبک هنرمند از تکنیکهای سنتی منحرف میشود.
they are deviating from the original script during rehearsals.
آنها در طول تمرینات از فیلمنامه اصلی منحرف میشوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید