feeling blessed
احساس برکت کردن
count your blessings
شکرگزار باشید
be blessed with
با برکت بودن
blessed virgin
بانوی با فضیلت
blessed are the meek.
خوشا کسانی که متواضع هستند.
the Convent of the Blessed Agnes.
صومعه Blessed Agnes.
He is blessed with good health.
او با سلامتی خوب موهبت داده شده است.
blessed with excellent health
با سلامتی عالی موهبت داده شده است.
This country is blessed with natural resources.
این کشور با منابع طبیعی موهبت داده شده است.
she was blessed with talent and charm in abundance.
او با استعداد و جذابیت فراوان موهبت داده شده بود.
we have been blessed with a beautiful baby boy.
ما با داشتن یک پسر بچه زیبا موهبت داده شده ایم.
she'd never been blessed with a vivid imagination.
او هرگز با یک تصور زنده موهبت داده نشده بود.
their union had not been blessed with children.
اتحاد آنها با فرزندان موهبت داده نشده بود.
Not a blessed drop of rain throughout the month.
حتی یک قطره باران هم در طول ماه وجود نداشت.
the P-of the (Blessed)Virgin Mary (=Candlemas)
جشنواره (Blessed)Virgin Mary.
I don't have a blessed dime.
من حتی یک سنت هم ندارم.
You are certainly blessed with a glib tongue.
شما قطعاً با زبانی روان موهبت داده شده اید.
a few moments of blessed silence
چند لحظه سکوت موهبت داده شده.
He is blessed in having such a good wife.
او در داشتن چنین همسر خوبی موهبت داده شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید