overdose

[ایالات متحده]/'əʊvədəʊs/
[بریتانیا]/'ovɚdos/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تجویز مقدار زیادی دارو
n. استفاده بیش از حد از دارو

عبارات و ترکیب‌ها

drug overdose

جوشان مصرف دارو

fatal overdose

مرگ بر اثر مصرف بیش از حد

accidental overdose

مصرف بیش از حد اتفاقی

overdose symptoms

علائم مصرف بیش از حد

جملات نمونه

a fatal heroin overdose

یک بدگیری مرگبار هروئین

He took an overdose and was in the hospital for weeks.

او دوز مصرفی بیش از حد مصرف کرد و برای چند هفته در بیمارستان بود.

she took an overdose the day her husband left.

او در روزی که شوهرش او را ترک کرد، مصرف بیش از حد داشت.

He is suffering from insomnia. Hence, he usually takes overdose of methaqualone, and that is all the worse for his health.

او از بی‌خوابی رنج می‌برد. بنابراین، معمولاً دوز بیش از حد متوکوالون مصرف می‌کند و این برای سلامتی او بسیار بدتر است.

But overdose fluorine can cause skeletal damage, which lesion fairly complicated.There are only osteosclerosis, ossifying around the bone, but osteomalacia, osteoporosis.

اما مصرف بیش از حد فلوراید می‌تواند باعث آسیب استخوانی شود که این ضایعه نسبتاً پیچیده است. فقط اوستئواسکلروز، استخوانی شدن در اطراف استخوان وجود دارد، اما اوستئومالاسی، پوکی استخوان وجود ندارد.

The body of Alice In Chains frontman Layne Staley is found in his Seattle apartment after dying from an apparent speedball overdose on April 5.

جسد لینه استالی، خواننده اصلی گروه آللیس این چینز، در آپارتمانش در سیاتل پیدا شد، پس از اینکه در 5 آوریل بر اثر مصرف بیش از حد ظاهری اسپیدبال درگذشت.

نمونه‌های واقعی

Now let's look at pediatric opioid overdose.

اکنون بیایید به بررسی اوردوز اپیوئید در کودکان بپردازیم.

منبع: Practical First Aid Class

You kind of become cold to seeing somebody overdose.

شما کمی نسبت به دیدن اوردوز کسی بی‌حس می‌شوید.

منبع: Time

Every 19 minutes, someone dies from an accidental drug overdose.

هر 19 دقیقه، یک نفر در اثر اوردوز داروی تصادفی می‌میرد.

منبع: CNN 10 Student English March 2018 Collection

A new and bleak record has been set concerning drug overdoses in America.

رکورد جدید و ناامیدکننده‌ای در مورد اوردوزهای دارویی در آمریکا ثبت شده است.

منبع: CNN 10 Student English January 2022 Collection

His father died from a chloral hydrate overdose and his mother committed suicide.

پدرش در اثر اوردوز هیدرات کلرال مرد و مادرش خودکشی کرد.

منبع: Appreciation of English Poetry

We've got multiple overdoses, we've got two young men that have lost their lives.

ما چندین مورد اوردوز داریم، دو جوان هستند که جان خود را از دست داده‌اند.

منبع: CNN Selected August 2015 Collection

Now, cocaine dependence often leads to an overdose, which kills thousands of people each year.

اکنون، اعتیاد به کوکائین اغلب منجر به اوردوز می‌شود که هر سال هزاران نفر را می‌کشد.

منبع: Osmosis - Mental Psychology

She recently took an overdose of prescription medication because she couldn't take the loneliness any more.

او اخیراً به دلیل ناتوانی در تحمل تنهایی، اوردوز داروی تجویزی مصرف کرد.

منبع: The Guardian (Article Version)

It's usually a sign of nitroglycerin overdose.

معمولاً نشانه‌ای از اوردوز نیتروگلیسیرین است.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

On July 4, emergency workers saved Colwell after he overdosed in the driver's seat of his truck.

در 4 ژوئیه، امدادگران کولول را پس از اینکه در صندلی راننده کامیونش اوردوز کرد، نجات دادند.

منبع: Time

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید