dozen

[ایالات متحده]/ˈdʌzn/
[بریتانیا]/ˈdʌzn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک گروه از دوازده
adj. متشکل از دوازده

عبارات و ترکیب‌ها

a dozen eggs

یک دوزین تخم مرغ

a dozen roses

یک دوزین گل

two dozen cookies

دو دوزین کوکی

a dozen donuts

یک دوزین دونات

dozens of

دوزین ها از

by the dozen

به تعداد دوزین

half a dozen

نصف دوزین

daily dozen

دوزین روزانه

جملات نمونه

dozen or so people.

تقریباً دوازده نفر

a dozen of the city's finest

یک دوازده نفر از بهترین های شهر

some dozen (of) people

تقریباً دوازده نفر

some dozens of people

چند دوازده نفر

He bought a dozen of chopsticks.

او یک دوازده عدد چوب‌خوره خرید.

a baker's dozen of love songs.

یک دوازده عاشقانه.

a dozen bottles of sherry.

یک دوازده بطری شری.

she has dozens of admirers.

او طرفداران زیادی دارد.

dozens of mewling babies.

دوزن نوزاد در حال ناله کردن.

There were dozens of people there.

در آنجا دوزن نفر حضور داشتند.

He is fluent in a dozen foreign languages.

او به طور روان به دوازده زبان خارجی صحبت می کند.

Pick me out a dozen apples.

برای من یک دوازده عدد سیب انتخاب کن.

dozens of errands to run.

دوزن کار برای انجام دادن.

A dozen were sent for,but only ten were received.

یک دوازده نفر فرستاده شدند، اما فقط ده نفر دریافت شدند.

they tried a dozen times all told.

آنها در مجموع دوازده بار تلاش کردند.

a dozen large men were bellowing ‘Jerusalem’.

یک دوزین مرد بزرگ داشتند 'اورشلیم' را فریاد می‌زدند.

his singing is the butt of dozens of jokes.

آواز خنده دار او موضوع دوزن شوخی است.

a dozen officers had been lying doggo for hours.

یک دوازده افسر ساعت ها در حالت انتظار بودند.

a dozen miles or so down the Thames.

تقریباً یک دوازده مایل در امتداد تیمز.

نمونه‌های واقعی

Several people were killed and more than several dozen were wounded.

چند نفر کشته شدند و بیش از چند ده نفر مجروح شدند.

منبع: VOA Regular Speed July 2016 Collection

Pink dogs aren't exactly a dime a dozen.

سگ‌های صورتی دقیقاً چیز رایجی نیستند.

منبع: Growing Up with Cute Pets

And they've done that dozens of times.

و آن‌ها آن کار را ده‌ها بار انجام داده‌اند.

منبع: CNN Listening Compilation March 2019

He had more than a dozen children.

او بیش از دوازده فرزند داشت.

منبع: The Economist (Summary)

The recipe makes a dozen cupcakes. But I want two dozen cupcakes.

دستور العمل یک دزین کیک‌کاپی درست می‌کند. اما من می‌خواهم دو دزین کیک‌کاپی.

منبع: Airborne English: Everyone speaks English.

Easy on the vermouth, another dozen of these.

کم‌مصرفی کنید، دوازده تا دیگر از این‌ها.

منبع: Mad Men

I've been to Europe dozens of times.

من ده‌ها بار به اروپا رفته‌ام.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

I've seen it dozens of times before.

من قبلاً آن را ده‌ها بار دیده‌ام.

منبع: TV series Person of Interest Season 2

It sounded as though Dumbledore was entertaining at least a dozen people.

به نظر می‌رسید که دامبلدور حداقل دوازده نفر را سرگرم می‌کند.

منبع: 5. Harry Potter and the Order of the Phoenix

Her do? They pay me 60 cents a dozen.

آیا موهایش را انجام می‌دهد؟ آن‌ها به من ۶۰ سنت برای هر دزین می‌دهند.

منبع: Flipped Selected

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید