group

[ایالات متحده]/gruːp/
[بریتانیا]/ɡrup/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجموعه‌ای از افراد که چیزی مشترک دارند و به‌طور مشترک در نظر گرفته می‌شوند؛ یک دسته یا کلاس
vt. & vi. برای گرد هم آوردن افراد به‌منظور تشکیل یک گروه؛ جمع‌آوری
vt. طبقه‌بندی کردن؛ دسته‌بندی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

social group

گروه اجتماعی

study group

گروه مطالعه

support group

گروه پشتیبانی

a group of

گروهی از

control group

گروه کنترل

group company

شرکت گروه

treatment group

گروه درمانی

in group

در گروه

interest group

گروه ذینفع

enterprise group

گروه بنگاه

small group

گروه کوچک

research group

گروه تحقیق

ethnic group

گروه قومی

experimental group

گروه تجربی

in a group

در یک گروه

working group

گروه کاری

age group

گروه سنی

large group

گروه بزرگ

as a group

به عنوان یک گروه

group by

گروه بندی بر اساس

special group

گروه ویژه

group leader

رهبر گروه

جملات نمونه

a group discussion; a group effort.

بحث گروهی؛ یک تلاش گروهی.

circulate from group to group at the party

از گروهی به گروه دیگر در مهمانی گردش کنید.

an antagonistic group of bystanders.

یک گروه مخالف از افراد حاضر

a group of presidential hopefuls.

گروهی از نامزدهای ریاست جمهوری

an articulation of the group's sentiments.

بیان احساسات گروه

a ragtag group of idealists.

گروهی از ایدئالیست‌های نامرتب

A group of children dispersed.

یک گروه از کودکان پراکنده شدند.

the Germanic group of language

گروه زبان آلمانی

The dance group is ready for rehearsal.

گروه رقص برای تمرین آماده است.

a select group of media influentials.

گروهی از افراد تأثیرگذار رسانه

a group of murderous thugs.

گروهی از اوباش آدمکش

a robustious group of teenagers.

گروهی از نوجوانان پرجنب‌وجوش

a group of breakaway political reformers.

گروهی از اصلاح‌طلبان سیاسی جداشده.

Group together in three.

در مجموع سه نفر شوند.

The prince circulated from group to group at the party.

شاهزاده از گروهی به گروه دیگر در مهمانی گردش کرد.

a highly motivated group of workers

گروهی از کارگران بسیار با انگیزه

They were a group of early navigators.

آنها گروهی ازnavigatorهای اولیه بودند.

each June the group meet for an informal reunion.

هر ماه ژوئن، گروه برای یک دیدار غیررسمی گرد هم می‌آیند.

this group was betrayed by an informer.

این گروه توسط یک خبرچین مورد خیانت قرار گرفت.

a bigoted group of reactionaries.

یک گروه متعصبانه از متعصبین

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید