batch processing
پردازش دستهای
batch production
تولید دستهای
a batch of
یک دسته از
first batch
اولین دسته
batch process
فرآیند دستهای
batch number
شماره دسته
batch distillation
تقطیر دسته ای
master batch
دستهی اصلی
batch quantity
مقدار دسته
batch file
فایل دسته
batch culture
کشت دسته ای
production batch
دسته تولید
batch test
آزمایش دسته
batch annealing
آلیاژسازی دسته ای
batch control
کنترل دسته
batch mode
حالت دسته
batch manufacturing
تولید دسته ای
batch size
اندازه دسته
batch operation
عملیات دسته
batch job
کار دسته
a batch of cookies.
یک دسته بیسکویت
a batch of dough.
یک دسته خمیر
a batch of loyalists and sceptics.
یک دسته از وفاداران و شککنندگان
batch method of operation
روش دسته ای عملیات
The cost is not sensitive to the batch size.
هزینه به اندازه دسته حساس نیست.
a batch of tourists; a whole new batch of problems.
یک دسته از گردشگران؛ یک دسته جدید از مشکلات.
the first batch of letters to be answered
اولین دسته نامه هایی که باید پاسخ داده شوند
mixed a batch of cement.
یک دسته سیمان مخلوط کرد.
23、Make a batch of fresh lemonade or limeade.
23، یک دسته لیموناد یا لیمویاد تازه درست کنید.
Make a batch of fresh lemonade or limeade.
یک دسته لیموناد یا لیمویاد تازه درست کنید.
The first batch of cakes was burnt.
اولین دسته کیک ها سوخت.
a batch of mimeographed sheets
یک دسته از کاغذهای نمادین
She made a batch of her special oatmeal cookies.
او یک دسته از کوکی های جو دوسر مخصوص خود را درست کرد.
Merrill stapled a batch of papers together.
مرل چندین دسته کاغذ را به هم بست.
Here comes a fresh batch of visitors.
اینجا یک دسته تازه از بازدیدکنندگان می آیند.
Last October the first batch of low-alloy channel steel was successfully rolled.
در ماه اکتبر گذشته، اولین دسته فولاد کانال کم آلیاژ با موفقیت نورد شد.
out of sixty batches checked, eighteen were incorrect.
از شصت دسته ای که بررسی شد، هجده مورد نادرست بودند.
The factory has already phased out a batch of production equipment.
کارخانه قبلاً یک دسته از تجهیزات تولید را از دسترس خارج کرده است.
he must be one of the new batch—I haven't seen his dial before.
او باید یکی از دسته جدید باشد - قبلاً صفحه نمایش او را ندیده ام.
When the doctor stops, someone has bought a batch of blooms.
وقتی دکتر متوقف میشود، کسی دسته ای گل خریده است.
منبع: BBC documentary "Chinese New Year"" Watch, " I said. " This should be a good batch."
"- تماشا کن،" گفتم. "این باید یک دسته خوب باشد."
منبع: Rich Dad Poor DadThey were baking cookies and they burned a batch.
آنها در حال پختن کوکی بودند و یک دسته را سوزاندند.
منبع: Modern Family - Season 07I, uh, whipped up a batch of K'rkzar's tonic for you.
من، اوه، یک دسته از معجون K'rkzar را برای شما درست کردم.
منبع: Super Girl Season 2 S02And Jay makes lots of hamburgers. You make a big batch.
و جی تعداد زیادی همبرگر درست میکند. شما یک دسته بزرگ درست کنید.
منبع: Grandparents' Vocabulary LessonBut in March 2012, the sun belched a big batch of plasma.
اما در ماه مارس 2012، خورشید یک دسته بزرگ پلاسما بیرون زد.
منبع: Science 60 Seconds - Scientific American February 2022 CollectionChinese authorities are sending a new batch of humanitarian aid to Ukraine.
مقامات چین در حال ارسال یک دسته جدید کمک های بشردوستانه به اوکراین هستند.
منبع: CRI Online March 2022 CollectionSince you made the trip, you can take that batch over there.
از آنجایی که شما این سفر را انجام داده اید، می توانید آن دسته را آنجا ببرید.
منبع: Hidden Figures Original SoundtrackAnd now we have a former president facing another batch of criminal charges.
و حالا ما یک رئیس جمهور سابق داریم که با یک دسته دیگر از اتهامات کیفری روبرو است.
منبع: Financial TimesYin Jin, who trained the new batch of sniffer squirrels, told domestic media.
ین جین، که دسته جدید سنجشگرهای سنجشگر را آموزش داد، به رسانه های داخلی گفت.
منبع: "The Sixth Sound" Reading Selectionلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید