set up
راهاندازی
a set of
مجموعهای از
set out
رفتن
complete set
مجموعه کامل
set in
تنظیم در
set forth
آغاز کن
set off
رفتن
set by
تنظیم توسط
set theory
نظریه مجموعهها
set on
تنظیم روی
full set
مجموعه کامل
full set of
مجموعه کامل از
set up for
آمادهسازی برای
whole set
کل مجموعه
data set
مجموعه داده
one set
یک مجموعه
tv set
تلویزیون
all set
همهچیز آماده است
a set of kinsfolk.
مجموعهای از خویشاوندان
With a will they set to work.
با اراده شروع به کار کردند.
a set of blocks.
مجموعهای از بلوکها
Set the table in this fashion.
میز را به این شکل بچینید.
a set of Pyrex dishes.
مجموعهای از ظروف پیرکس
set the clock forward.
ساعت را به جلو تنظیم کنید.
a functional set of brakes.
یک مجموعه ترمز کاربردی
a set of ecclesiastical canons.
مجموعهای از قوانین کلیسایی
the house was set on legs.
خانه روی پایهها قرار داشت.
an intelligible set of directions.
یک مجموعه قابل فهم از دستورالعملها
the set of all genes.
مجموعه تمام ژنها
a table set into a recess.
میزی که در یک فرورفتگی قرار دارد.
a bracelet set with emeralds.
یک دستبند مزین به زمرد.
a set of false teeth.
مجموعهای از دندانهای مصنوعی
a spare set of clothes.
یک مجموعه لباس اضافی
the shape and set of the eyes.
شکل و حالت چشمها
a trust was set up.
یک اعتماد ایجاد شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید