drabber

[ایالات متحده]/ˈdræbə/
[بریتانیا]/ˈdræbər/

ترجمه

adj. مقایسه‌ای از کسل‌کننده؛ فاقد نشاط یا علاقه

عبارات و ترکیب‌ها

drabber than ever

سنگین‌تر از همیشه

drabber colors

رنگ‌های سنگین

drabber outlook

دیدگاه سنگین

drabber environment

محیط سنگین

drabber days

روزهای سنگین

drabber style

سبک سنگین

drabber life

زندگی سنگین

drabber appearance

ظاهر سنگین

drabber mood

حالت سنگین

drabber tone

لحن سنگین

جملات نمونه

the sky looked drabber than usual today.

آسمان امروز از همیشه بی‌روح‌تر به نظر می‌رسید.

his outfit was drabber compared to everyone else's.

لباس او در مقایسه با بقیه، بی‌روح‌تر بود.

the room felt drabber after the curtains were closed.

بعد از بستن پرده‌ها، اتاق بی‌روح‌تر به نظر می‌رسید.

she chose a drabber color for her new car.

او برای ماشین جدیدش رنگ بی‌روح‌تری انتخاب کرد.

the painting seemed drabber without proper lighting.

بدون نور مناسب، نقاشی بی‌روح‌تر به نظر می‌رسید.

his mood became drabber as the day went on.

با گذشت روز، حال و هوای او بی‌روح‌تر شد.

the landscape appeared drabber in the winter.

منظره در زمستان بی‌روح‌تر به نظر می‌رسید.

her smile was drabber than it used to be.

لبخند او بی‌روح‌تر از آنچه قبلاً بود، شده بود.

the drabber colors of the season reflect the mood.

رنگ‌های بی‌روح فصل، حال و هوا را منعکس می‌کنند.

he found the book's drabber chapters less engaging.

او فصل‌های بی‌روح‌تر کتاب را کمتر جذاب یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید