duller days
روزهای کمتر روشن
growing duller
کمتر روشن میشود
much duller
خیلی کمتر روشن
seemed duller
به نظر میرسید کمتر روشن است
duller than
کمتر روشن از
duller now
کمتر روشن اکنون
duller light
نور کمتر روشن
duller shade
سایه کمتر روشن
become duller
کمتر روشن میشود
far duller
بیشتر کمتر روشن
the weather has been unusually duller than usual this week.
هفتگی گذشته آب و هوا به طور غیر معمول خاموشتر از معمول بود.
compared to the first act, the second scene felt duller.
مقایسه با فصل اول، فصل دوم خاموشتر به نظر میرسید.
the new paint job made the car look duller.
رنگکاری جدید ماشین را خاموشتر به نظر میرسید.
his enthusiasm seemed a bit duller after the setback.
پس از شکست، شورش او کمی خاموشتر به نظر میرسید.
the film's plot was significantly duller than i expected.
داستان فیلم از آنچه انتظار داشتم به طور قابل توجهی خاموشتر بود.
the economic outlook appears considerably duller now.
پیشبینی اقتصادی اکنون به طور قابل توجهی خاموشتر به نظر میرسد.
the room felt duller without the vibrant artwork.
بدون هنر گرافیکی، اتاق خاموشتر به نظر میرسید.
the speaker's delivery was noticeably duller than the previous one.
تکلیف سخنران به طور قابل توجهی خاموشتر از قبلی بود.
the once-sparkling city now felt duller and more gray.
شهری که یک زمانه میدرخشید، اکنون خاموشتر و خاکیتر به نظر میرسد.
the music became duller as the evening progressed.
همانطور که شب پیش میرفت، موسیقی خاموشتر شد.
the news report was surprisingly duller than anticipated.
گزارش خبر به طور شگفتآوری خاموشتر از آنچه پیشبینی میشد بود.
duller days
روزهای کمتر روشن
growing duller
کمتر روشن میشود
much duller
خیلی کمتر روشن
seemed duller
به نظر میرسید کمتر روشن است
duller than
کمتر روشن از
duller now
کمتر روشن اکنون
duller light
نور کمتر روشن
duller shade
سایه کمتر روشن
become duller
کمتر روشن میشود
far duller
بیشتر کمتر روشن
the weather has been unusually duller than usual this week.
هفتگی گذشته آب و هوا به طور غیر معمول خاموشتر از معمول بود.
compared to the first act, the second scene felt duller.
مقایسه با فصل اول، فصل دوم خاموشتر به نظر میرسید.
the new paint job made the car look duller.
رنگکاری جدید ماشین را خاموشتر به نظر میرسید.
his enthusiasm seemed a bit duller after the setback.
پس از شکست، شورش او کمی خاموشتر به نظر میرسید.
the film's plot was significantly duller than i expected.
داستان فیلم از آنچه انتظار داشتم به طور قابل توجهی خاموشتر بود.
the economic outlook appears considerably duller now.
پیشبینی اقتصادی اکنون به طور قابل توجهی خاموشتر به نظر میرسد.
the room felt duller without the vibrant artwork.
بدون هنر گرافیکی، اتاق خاموشتر به نظر میرسید.
the speaker's delivery was noticeably duller than the previous one.
تکلیف سخنران به طور قابل توجهی خاموشتر از قبلی بود.
the once-sparkling city now felt duller and more gray.
شهری که یک زمانه میدرخشید، اکنون خاموشتر و خاکیتر به نظر میرسد.
the music became duller as the evening progressed.
همانطور که شب پیش میرفت، موسیقی خاموشتر شد.
the news report was surprisingly duller than anticipated.
گزارش خبر به طور شگفتآوری خاموشتر از آنچه پیشبینی میشد بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید