drape

[ایالات متحده]/dreɪp/
[بریتانیا]/drep/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. پوشاندن با یک تکه پارچه
vi. آویزان شدن یا افتادن به صورت چین‌دار
n. یک تکه پارچه که به عنوان پوشش پنجره استفاده می‌شود؛ یک چین یا قسمت جمع‌شده

عبارات و ترکیب‌ها

velvet drape

ساده پارچه مخملی

sheer drape

ساده پارچه نازک

heavy drape

ساده پارچه ضخیم

patterned drape

ساده پارچه طرح‌دار

silk drape

ساده پارچه ابریشمی

جملات نمونه

the drape of an overcoat

افتادگی یک کت بلند

the body was draped in a blanket.

بدن با یک پتو پوشانده شده بود.

drape a cloak over one's shoulders

یک شنل را روی شانه‌های خود انداختن

a beautifully draped skirt

یک دامن به زیبایی انداخته شده

adjusted the drape of the gown.

حالت لباس را تنظیم کرد.

she draped a shawl around her shoulders.

او یک شال را دور شانه‌هایش انداخت.

he draped an arm around her shoulders.

او یک دستش را دور شانه‌هایش انداخت.

The walls were draped with the maps.

دیوارها با نقشه‌ها پوشانده شده بودند.

a beam draped with cobwebs;

یک تیر که با تار عنکوب پوشیده شده است.

draped my legs over the chair.

پاهایم را روی صندلی انداختم.

draped the coffin with a flag; a robe that draped her figure.See Synonyms at clothe

تابوت را با یک پرچم پوشاندند؛ یک لباس که اندام او را پوشاند. برای دیدن مترادف ها به لباس مراجعه کنید.

by fixing the band lower down you obtain a fuller drape in the fabric.

با ثابت کردن نوار پایین‌تر، شما یک افتادگی کامل‌تر در پارچه به دست می‌آورید.

drape individual plants with nets, pegging down the edges.

گیاهان منفرد را با توری بپوشانید و لبه‌ها را به زمین بکشید.

the heavily brocaded drapes that she had relined.

پرده‌های سنگین و گلدوزی شده با پارچه ابریشمین که دوباره آستر شده بودند.

A chinchilla robe of sybaritic lavishness was draped over the bed.

شنچیلای با وقار و تجملاتی بر روی تخت انداخته شده بود.

He draped his legs over the chair.

او پاهایش را روی صندلی انداخت.

arranged the cloth to drape over the table legs.

پارچه را به گونه‌ای مرتب کرد که روی پایه‌های میز قرار بگیرد.

Gold and green satin brocade drapes hung at the windows.

پرده‌های ابریشم ساتن بروکده طلایی و سبز روی پنجره‌ها آویخته شده بودند.

She draped a shawl over her shoulders.

او یک شال را دور شانه‌هایش انداخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید