hang

[ایالات متحده]/hæŋ/
[بریتانیا]/hæŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

تعریف انگلیسی: vt. & vi. به تعلیق درآوردن، نصب کردن، خفه کردن، اعدام کردن از طریق دار زدن، چسبیدن.

عبارات و ترکیب‌ها

hang out

هم‌نشینی کردن

hang in there

طاقت بیار

hang up

تماس را قطع کن

hangover

حالت تهوع پس از مصرف الکل

hangover cure

درمان خماری

hang on

صبر کن

hang seng

هنگ سِنگ

hang out with

هم‌نشینی کردن با

hang around

گشتن

go hang

برو گم شو

hang seng index

شاخص هنگ سِنگ

hang together

در کنار هم بودن

hang loose

آرامش داشتن

hang over

معلق بودن

hang seng bank

بانک هنگ سِنگ

hang down

آویزان بودن

hang from

آویزان بودن از

hang onto

چسبیدن به

hang around with

هم‌نشینی کردن با

hang fire

به تعویق انداختن

جملات نمونه

hang a room with curtains.

نصب پرده در اتاق

Hang on to your money.

پول خود را نگه دارید.

the hang of one's clothes.

آویزان کردن لباس‌ها

hang on a mo!.

صبر کن یک دقیقه!

to hang a picture on the wall

آویزان کردن یک عکس روی دیوار

hang one's head in sorrow.

سر به زیر کردن از غم

finally got the hang of it.

بالاخره یاد گرفتم.

hang out one's clothes

لباس‌ها را آویزان کردن

stay on; hang on.

بمانید؛ نگه دارید.

Hang your coat in the hall.

بارونی خود را در حیاط آویزان کنید.

The curtains hang well.

پرده‌ها به خوبی آویزان هستند.

Hang your coat up.

بارونی خود را آویزان کنید.

a peg to hang a grievance on

بهانه‌ای برای مطرح کردن شکایت

The door hangs badly.

در به طرز بدی آویزان است.

نمونه‌های واقعی

Don't worry, you'll get the hang of it.

نگران نباشید، شما به آن مسلط خواهید شد.

منبع: Kung Fu Panda 3

Hang on, hang on. Do you not realise what we just did?

صبر کن، صبر کن. آیا متوجه نمی‌شوید ما همین الان چه کار کردیم؟

منبع: The Big Bang Theory Season 1

You've really got the hang of this.

شما واقعاً به آن مسلط شده‌اید.

منبع: Sarah and the little duckling

In other words, it's your hang out.

به عبارت دیگر، این مکان hangout شماست.

منبع: VOA Special December 2019 Collection

His marriage is hanging from a thread.

ازدواج او به یک نخ آویزان است.

منبع: Rick and Morty Season 1 (Bilingual)

Whatever the reason, just hang in there.

هر دلیلی که وجود دارد، فقط مقاومت کنید.

منبع: Scientific Insights Bilingual Edition

The clothes that you put in a closet are usually ones that you hang, " hang."

لباسی که شما در کمد می‌گذارید معمولاً لباس‌هایی هستند که آویزان می‌شوند، " آویزان.

منبع: Lucy’s Day in ESL

Do you get the hang of it?

آیا شما به آن مسلط می‌شوید؟

منبع: How to have a conversation in English

Thankful to be hanging out with you.

متشکرم که با شما وقت گذرانی می‌کنم.

منبع: CNN 10 Student English November 2022 Compilation

The notion hung in his mind for months.

این ایده برای ماه‌ها در ذهن او ماندگار بود.

منبع: Pronunciation: Basic Course in American English Pronunciation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید