echoes of silence
پژواک سکوت
echoes of history
پژواک تاریخ
echoes of laughter
پژواک خنده
echoes of love
پژواک عشق
echoes in time
پژواک در زمان
echoes of dreams
پژواک رویاها
echoes of truth
پژواک حقیقت
echoes of nature
پژواک طبیعت
echoes of voices
پژواک صداها
the sound of the music echoes through the hall.
صدای موسیقی در سراسر تالار طنینانداز است.
her laughter echoes in my mind.
خندههایش در ذهنم طنینانداز است.
the mountains echo with the calls of the wild.
کوه ها با فریادهای وحش طنین انداز میشوند.
his words echo the sentiments of the crowd.
کلمات او احساسات جمعیت را منعکس میکنند.
the past echoes in the present.
گذشته در زمان حال طنین انداز است.
her voice echoes softly in the empty room.
صدای او به آرامی در اتاق خالی طنین انداز میشود.
those memories still echo in my heart.
آن خاطرات هنوز در قلب من طنین انداز میشوند.
the teacher's advice echoes in my thoughts.
توصیه های معلم در افکار من طنین انداز میشود.
the announcement echoes across the stadium.
اعلان در سراسر استادیوم طنین انداز میشود.
the artist's style echoes the influences of the past.
سبک هنرمند تحت تأثیر جریانهای گذشته قرار دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید