The cave was echoing with shouts.
غار با فریادها طنین انداز بود.
rooms echoing with laughter.
اتاقهایی که با خنده طنینانداز بودند.
followers echoing the cries of their leader; events that echoed a previous incident in history.
طرفداران که فریادهای رهبر خود را تکرار میکردند؛ رویدادهایی که پژواکی از یک حادثه قبلی در تاریخ بود.
It receives its name from the echoing Shhhh that the sand makes as you step on its surface.Visitors here can try camel rides, can parasail, can slide the dunes or simply build sand castles.
نام آن از صدای ششش شنیدنی که شن هنگام راه رفتن روی سطح آن ایجاد میکند، گرفته شده است. بازدیدکنندگان اینجا میتوانند سواری با شتر انجام دهند، پاراسل کنند، از تپههای شنی سر بخورند یا به سادگی قلعههای شنی بسازند.
The sound of laughter was echoing through the hallway.
صدای خنده در راهرو طنینانداز بود.
Her words were echoing in my mind long after she had left.
کلماتش برای مدت طولانی پس از رفتنش در ذهنم طنینانداز بود.
The cheers of the crowd were echoing in the stadium.
تشویقهای جمعیت در استادیوم طنینانداز بود.
His footsteps were echoing in the empty hallway.
قدمهایش در راهروی خالی طنینانداز بود.
The music was echoing off the walls of the cave.
موسیقی از دیوارهای غار بازتاب میشد.
Her voice was echoing in the vast auditorium.
صدای او در تالار بزرگ طنینانداز بود.
The memories of childhood were echoing in his mind.
خاطرات دوران کودکی در ذهنش طنینانداز بود.
The words of the wise old man were echoing in his ears.
کلمات مرد حکیم پیر در گوشهایش طنینانداز بود.
The alarm bell was echoing throughout the building.
صدای زنگ خطر در سراسر ساختمان طنینانداز بود.
The sound of waves echoing against the cliffs was mesmerizing.
صدای امواج که در برابر صخرهها طنینانداز بود، مسحور کننده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید